New Page 1

 

روابط عمومی دولتی و خصوصی جایگاه، نگرش و آسیب ها

علی بهزاد

 

 10 مرداد 83 – روزنامه اقتصاد پویا - شرح وظایف، حوزه کاری، تاثیرگذاری، بینش و سازماندهی روابط عمومی (به عنوان واحد رابط با مخاطبان) در بخش های خصوصی و دولتی بسیار متفاوت است.

دقت بفرمایید:

   یک وزارتخانه مهم که ارتباط تنگاتنگی با رسانه ها دارد سال ها پیش به بهانه کاهش هزینه ها اداره کل روابط عمومی را منحل کرد!

   مورد دیگر: وزارتخانه ی دیگری که متولی آموزش دانشگاهی رشته روابط عمومی است یک کارشناس علوم آزمایشگاهی را در یک دوره ای به مدیریت کل روابط عمومی وزارت ... گماشت!!!

   اصل «مخاطب محوری» و «مشتری مداری»در دهه اخیر چنان انکار ناپذیر است که ماندگاری و پیشرفت هیچ سازمان و بنگاه اقتصادی و موسسه ای بدون رعایت آن، تضمین پذیر نخواهد بود و این اصل، تحقق نخواهد یافت مگر به وجود یک روابط عمومی متفکر، پویا، خلاق که با عشق به کار، نیروی انسانی متخصص و مدیریت دانا آمیخته بوده و از بودجه و امکانات لازم نیز بهره مند می باشد.

   روابط عمومی به عنوان واحد رابط با مخاطبان، در بخش های خصوصی و دولتی با شرح وظایف، حوزه کاری، تاثیرگذاری، بینش و سازماندهی بسیار متفاوت قابل بررسی است.

 

نگاه به مخاطب

 

   اصلی ترین وظیفه واحد روابط عمومی، ایجاد ارتباط با مخاطب (مردم به صورت عام یا مصرف کننده) است. بخش خصوصی، چون بقای خود را در جذب بیشتر مخاطب (مشتری) می داند تا از این راه به سود بیشتری برسد، «مشتری مداری» را خط مشی اصلی و خدشه ناپذیر خود می داند.

   اما روابط عمومی بخش دولتی همواره در پی اقناء افکار عمومی است. پاسخگویی به پرسش ها و انتظارات اساسی شهروندان (مخاطبان) یک الزام به حساب نمی آید.

   (همچنان که هیچ دستگاه دولتی به دلیل بی اعتنایی به چنین خواسته هایی تا کنون از سوی مراجع قانونی بازخواست نشده است)

   حرکت های استثنایی و موردی برخی از وزارتخانه ها یا سازمان های دولتی در بعضی از زمان ها هم نتیجه حضور مدیران موفق، کارآمد و متخصص روابط عمومی و یا نگرش مدیریت ارشد آن سازمان بوده است به نظر می رسد خمودی و رکود، یکی از مشخصه های تثبیت یافته روابط عمومی دولتی شده است.

 

بودجه و اعتبارات

 

   بزرگ ترین تفاوت نگاه به روابط عمومی در دو بخش دولتی و خصوصی شاید در این نکته باشد که برای بخش دولتی از پیش اعتباری تعیین و ردیف های مصرفی آن نیز مشخص شده است.مدیر روابط عمومی باید تمام آن را هزینه کند.

   در پایان سال هم بی آنکه فعالیت ها و نتایج به دست آمده از آن، بازبینی و ارزیابی گردد، با یک ضریب افزایش( متناسب با تورم نه کارآمدی و فعالیت ها ) برنامه بودجه سال آتی تدوین می گردد.

   بخش خصوصی برای هر ریال که می پردازد باید از بازدهی و بازخورد آن اطمینان داشته باشد و آنچه را که برای این مورد اختصاص می دهد، «سرمایه گذاری« می پندارد.

   همچنین بدون اگاهی از نتایج فعالیت های این بخش و بدون داشتن تحلیل جامع از این سرمایه گذاری برای سال بعد اقدام نخواهد کرد. زیرا دستیابی به سود یکی از اهداف اصلی تجارت محسوب می شود.

 

حصار مقررات و ضوابط

 

   بخش خصوصی به دلیل رهایی از مقررات دست و پاگیر اداری به داحتی می تواند برنامه های خود را در کمترین زمان و به بهترین شکل ممکن اجرا کند. «ساعت کار» در این بخش مفهوم ندارد و حتی چنا نچه لازم باشد همه همکاران به خدمت گرفته می شوند.

   زمان در بخش خصوصی یک نیاز اساسی برای پایداری است. مقررات، ضوابط و سلسله مراتب می تواند به راحتی حذف شود.

   اما در بخش دولتی بدون هماهنگی های لازم اداری و کسب مجوزها و نظر مقامات بالاتر نه می توان برنامه ریزی کرد و نه می توان کاری را ارجاع داد و اجرا کرد.

 

نیروی انسانی

 

   چون تلقی دستگاه های دولتی از روابط عمومی یک «واحد اداری» است برای جذب نیروی انسانی در این بخش نیر شرایط ویژه ای را منظور نمی کند. همین هم ترازی مدیر روابط عمومی با سایر گروه های اداری سبب عدم جذب افراد متخصص و با تجربه در این بخش می گردد. در موارد استثنایی هم محدودیت های اداری سبب کوچک شدن میدان عمل می گردد.

   بخش خصوصی به دلیل شناخت درست و احساس ضرورت وجود یک مدیر خوب، توانا و کارآمد روابط عمومی، محدودیت خاصی در پرداخت دستمزد و هزینه ندارد و می تواند نیروی مطلوب مورد نظرش را به همکاری بگیرد. بخش خصوصی از مدیر روابط عمومی همواره انتشار خلاقیت و ابتکار عمل و ارایه بهترین و جالب ترین شیوه ها را دارد.

 

نگرش مدیریت های کلان

 

   متاسفانه عدم التزام بخش دولتی در پاسخگویی به افکار عمومی سبب شده است از میان طیف گسترده وظایف روابط عمومی تنها مقوله هایی مانند تشریفات، تبلیغات (یک سویه) بسنده شود و فعالیت هایی چون برگزاری مراسم ویژه اعیاد و سوگواری، تهیه بلیط مسافرت و چاپ پوستر و در نهایت ارایه کارنامه موفقیت های سازمان، و مزایده و مناقصه به عنوان مهم ترین انتظارات مدیران از روابط عمومی تلقی گردد.

 

عشق به کار (انگیزه)

  

   روابط عمومی دولتی نمی تواند جزیره مستقل و پرهیز یافته از مشکلات و شرایط حاکم بر این بخش باشد. یکی از بزرگ ترین مشکلات کنونی دستگاه اداری کشور (به گفته مسوولان مربوط) پایین بودن بازدهی کار، غول آساییحجم نیروی انسانی، بالا بودن هزینه ها، بی انگیزه گی کارکنان به دلیل عدم توجه به کارکرد و علاقه های افراد است.

   همین کاستی ها نیز بستر کارهای خلاقانه فعالیت های تعریف نشده (اما لازم)، پویایی و ابتکار عمل را بر مدیر روابط عمومی بخش دولتی می بندد. تشویق در بخش دولتی به فراموشی سپرده شده است و هیچ فردی هم برای ناکارآمدی بازخواست یا تنبیه نمی شود.

   بخش خصوصی برای پیشبرد اهداف و برنامه هایش همواره می کوشد با اعطا پاداش و تشویق، انگیزه های کاری را بالا ببرد. همچنین در  انتخاب و گزینش نیروی انسانی به روحیه «عشق به کار» در افراد توجه می کند تا اطمینان یابدکه آنان کارشان را عاشقانه انجام می دهند.

 

اما یک مشکل

 

   همه امتیازها و برتری هایی که برای روابط عمومی بخش خصوصی برشمرده شد در گرو یک نکته مهم است:

    تعداد مدیران بخش خصوصی که مایل به تشکیل واحد روابط عمومی هستند در مقایسه با واحدهای فعال این بخش چندان نیست. به ویژه در این شرایط ویژه اقتصادی کشور که فاقد وجه رقابتی است، واحدهای بزرگ تولیدی چون محصولات شان آسان به فروش می رسد خود را بی نیاز از تبلیغات و ایجاد ارتباط با مشتری می دانند. عملکرد بسیاری از واحدهای بزرگ در صنایع گوناگون کشورمان بر این نکته تاکید دارد.

   الزام مدیران در پاسخگویی به مصرف کننده و ایجاد فضای رقابتی، راه اندازی دوره های تحصیلات تکمیلی رشته روابط عمومی در دانشگاه ها، همچنین روشن تر ساختن جایگاه این رشته در بخش های علمی، صنعت، اداری و خدمات کشور می تواند به یقین کمک شایانی در بارور ساختن این نهاد و رونق آن باشد.

 

 


 
خانه
پايگاه مقالات
پايگاه اطلاعات
پايگاه کتاب
پايگاه اخبار
فصلنامه
ليست مطالب
 
 

Kargozar

Public Relation 

 [خانه ] [پايگاه مقالات ] [پايگاه اخبار] [پايگاه کتاب] [پايگاه اطلاعات تخصصی]

 Email :Info @iranpr.org  

Copyright©2003