|
New Page 1
از نگاه يک مدير موفق
مصاحبه با دکتر کن بلانچرد
کارگزار روابط
عمومی(23 خرداد 1386) -
کن بلانچرد رييس هيات مديره سازمان
آموزش و توسعه بلانچرد، نويسنده يا نويسنده همراه دوازده کتاب از جمله سري کتاب هاي
يک دقيقه اي است:
گزارشگر:
امروز مردم درباره ارزش هاي معنوي در سازمان ها و شرکت ها زياد صحبت مي کنند. قضيه
چيست؟
بلانچرد:
فکر مي کنم آدم ها بيشتر زماني به فکر معنويت مي افتند که کنترل اوضاع از دست شان
خارج شده باشد به همين خاطر براي دريافت کمک، به نيرويي فراتر متوسل مي شوند. واقعا
جالب است. افراد وقتي مريض مي شوند يا مشکلي بزرگ پيدا مي کنند، بالاخره مي فهمند
که خودشان نمي توانند از پس اين مشکل برآيند و شروع مي کنند به معنويت فکر کردن. در
مورد تجارت هم سرعت پيشرفت طوري شده که امروز در اوجيم. اما فردا ممکن است از دنياي
تجارت بيرون بيفتيم.
گزارشگر:
در ضمن اين حس هم وجود دارد که وقتي اعمال و کارها در هماهنگي با نيرويي برتر
هستند، احتمال رسيدن به موفقيت و رضايت بيشتر مي شود. بنابراين، افراد علاوه بر
موفقيت به دنبال تعادل و سياليت نيز هستند.
بلانچرد:
کاملا درست است. پيتر دراکر (يکي از مديران برجسته کنوني) مي گويد: «امروز به خاطر
تکنولوژي و تغييرات پيوسته، فرصت هاي بيشتري براي موفق شدن در اختيار است. در اين
بين افراد موفق با گذشت زمان و حتي با مسن تر شدن سعي دارند کشف کنند چه کار ديگري
مي توانند در زندگي خود انجام دهند. عده اي فکر مي کنند بهتر است به جمع آوري
نمادهاي ظاهري موفقيت ادامه دهند، اما گروه ديگر شروع مي کنند به جستجوي دروني
معنويت. آن ها بالاخره به جايي مي رسند که مي گويند بايد چيزي بيش از موفقيت مادي و
ظاهري وجود داشته باشد».
گزارشگر:
براي وارد ساختن ارزش هاي معنوي به شغل و تجارت چه کارهايي مي توان انجام داد؟
کن بلانچرد:
مردم بايد زمان بيشتري را تنها با خودشان بگذرانند. من سعي کرده ام به افراد کمک
کنم روز خود را آهسته تر شرع کنند. افراد موفق اغلب سعي مي کنند ببينند چه چيز
ديگري در زندگي وجود دارد. آن ها حرکت از موفقيت به سوي ارزش را آغاز مي کنند. دنيا
شلوغ و ذهن ما هم مشغول است. نورمن وينسنت پيل در کتاب قدرت مديريت اخلاقي مي گويد:
«ما دو تا خود داريم. خود وظيفه مدار که عادت دارد کارها را به انجام برساند و خود
دروني که انعکاسي از ماهيت معنوي ماست». براي بيدار شدن اين خود براي بيدارسازي اين
خود دروني زمان بيشتري لازم است. وضعيت فعلي اين طور است که صبح ساعت زنگ مي زند و
مردم از رختخواب بيرون مي پرند، شتاب زده لباس مي پوشند و احتمالا همان موقع هم با
تلفن همراه خود صحبت مي کنند. تمام روز همين طوري پيش مي رود. شب هم خسته و کوفته
در رختخواب مي افتند بدون اين که با شريک زندگي خود حرفي زده باشند. روز بعد هم
همين داستان تکرار مي شود. براي تغيير اين وضعيت مي توان يک ساعت زودتر از خواب
بيدار شد و روز را با آرامش و به آهستگي شروع کرد. من دوست دارم کمي قدم بزنم و
کتاب هاي معنوي بخوانم. به عبارت ديگر من روزم را با تغذيه خود معنوي درونم شروع مي
کنم و از اين جاست که قدم به روز جديد مي گذارم. بايد بگذاريم روح (معنا) به قلب
مان وارد شود تا از درون متفاوت شويم. در اين صورت کيفيت کارها نيز متفاوت خواهد
بود.
گزارشگر:
اين فرآيند براي زندگي تجاري شما چه تاثيري گذاشته است؟
کن بلانچرد:
باعث شد روحا زنده شوم. با اين کار من واقعا ايمان را به زندگي روزانه ام آورده ام.
معنويت تبديل به مرکزيت زندگي ام شد نه چيزي که فقط هنگام برخورد با مشکل، يعني
زماني که خيلي دير شده، به سراغش روم.
گزارشگر:
اهميت خدمت کردن و يا دادن صدقه و ذکات در زندگي تجاري چيست؟
کن بلانچرد:
فکر مي کنم اهميت زيادي دارد. اين مساله در ارتباط با انرژي است. ما هر روز به
دلايل مختلف انرژي از دست مي دهيم. دادن ذکات و صدقات و سپاسگزار بودن، انرژي بيرون
مي فرستد و شما در مقابل انرژي مي گيريد.
تمپلتون مي گويد
بهترين کاري که با پول مي توان کرد اين است که يک دهم از آن چه را که به دست مي
آوريم، بيرون بدهيم. تجربه شخصي من در رابطه با برکاتي که در زندگي ام داشته ام اين
است که هر چه بيشتر بدهم، بيشتر دريافت مي کنم. با اين شيوه است که زندگي و انرژي
به جريان مي افتد و عمل مي کند.
|