|
New Page 4
روابط عمومي و بايدهاي بنيادي در روابط عمومي
عبادالله قنبري
اولاً: روابط عمومي
بايد عملگرا و در خدمت مردم باشد.
ثانياً: تجربه گرا و
در عين حال عقل گرا باشد.
ثالثاً: فايده گرا و
ملتزم به حقيقت و اخلاق باشد.
اين موارد ظاهراً ساده
است، اما در عمل و منطق رفتاري مهم ترين اصل در اصول اخلاقي و رفتاري در روابط
عمومي هاست که چنانچه ناديده گرفته شود به خطرناک ترين مسئله در روابط عمومي مبدل
خواهد شد و در صورت درک ناصحيح اين مهم مي تواند موجب انحطاط و سقوط سازمان و روابط
عمومي گردد.
لذا بايد به نگاه
توحيدي و آرمان گرايانه بيشتر توجه شود، هرچند منظور اين نيست که به تخصص در سرشاخه
ها نبايد نگريست بلکه منظور آن است که امروزه ديگر ممتازين در علوم و فنون به
تنهايي همانند گذشته نمي توانند زير ساخت هاي يک مباني فکري را تحت سيطره خويش در
آورند. و نيازي هم به اين تغيير نيست و عيب هم نيست چنانچه زير ساخت هاي مادي
مجموعه تغيير کند اما نبايد ستونهاي معنويت متزلزل گردد چرا که مي تواند موجبات
بوجود آمدن تفکرات قرون وسطايي ديگري باشد و اين بار در ممالک شرق.
تصور اين که زير ساخت
هاي انسان قديم و انسان جديد متفاوت است يا به عبارتي انسان نو از خاکستر هاي انسان
عهد قديم بوجود آمده و باورها، معنويات و اعتقادات بشر قديم منقرض گرديده و انسان
جديد عاقل و بالغ شده است، اينها از افسانه پردازي ها و اسطوره هاي ساخته و پرداخته
شده ايده پردازان غربي است که در جهت رد بسياري از معارف معنوي و عقلي بشر است، چرا
که در نظر اين ايده پردازان علم از تجرد ساقط گرديده و صرفاً پوزتيو شده و معقوليت
علم زير سئوال است و به عبارتي نوعي نسبي گرايي بر روابط عمومي حاکم مي گردد با اين
استدلال که هيچ يک از اثباتيات فرا نظري براي تثبيت اين موضوع وجود نداشته و فقط
قائل به باز شدن چند گره از اهداف مورد نظر در اين حوزه است، امروز ساده لوحان در
پي نفي و طرح سئوال بودن يا نبودن اين حوزه هستند و اساساً هسته چنين تفکري تنيده
در افکار پوسيده گرفتار در ابزار گرايي است نه منطق گرايي.
امروز بايد از نو
آموخت روابط عمومي چيست، حدود آن کجاست، موضوعيت آن چيست، تعريف منطقي، صحيح و ايده
آل آن کدام است، و تفاوت علمي آن با ديگر علوم چيست، بايد به اين مفاهيم دست يافت
نه با روشهاي انتزاعي و تعاريف غربي بلکه با روشهاي مبتني بر عقل و انديشه و مستند
بر ايدئولوژي غير قابل انکار.
امروز در منطق غرب
پذيرش عقيده بر اساس فهم منطبق بر جهان بيني نيست بلکه پذيرش بر اساس لذت پذيري فرد
و جامعه است و اساساً وجود خير و شر، صواب و ناصواب بر اساس تعاريف محدود بشري و
حوزه هاي رفتاري حکومت ها شکل مي گيرد. و معيار انتخاب با سوالاتي همچون چه مي
پسندي، کدام را مي پسندي، با کدام روش ديني راحت تري معين مي شود به عبارتي ديگر
ابزار حاکم است نه عقل و انديشه توحيدي. و اين مهم که کدام درست است و غلط چيست و
خطا کدام است. معنايي ندارد. لذا امکان داوري در حوزه کلام، معنويت و عقل وجود
ندارد چرا که تفاوتي بين علم و غير علم قائل نيستند، و امکان تشخيص علم و غير علم
وجود ندارد. آنچه لذت بخش تر، پر منفعت تر و لذت پذير تر است علم است و اخلاق حاکم،
مشروط بر خواستن است نه نياز حکيمانه. مشروعيت علم نيز فقط و فقط به سود دهي آن
است هر چند اساساً ما هم بدنبال علم نافع هستيم نه علم مطلقي که وجود ندارد. اما
تفاوت در زير ساخت هاست.
سئوال: با اين تفکر از
بين تعاريف فعلي روابط عمومي، کدام تعريف درست است؟
قطعاً هيچکدام. چرا که
اساساً روابط عمومي جزيي لاينفک از منابع درآمدي سازمان ها است. و جايگاه محتوايي
مبتني بر اخلاق براي آن قايل نبوده و اين حوزه را با تعابيري نظير پل، آينه، ويترين
و . . . ترسيم مي سازند و در حقيقت همان بلايي که برسر رسانه آورده شد بر سر روابط
عمومي آورده بلکه دو چندان بدتر؛ اين ديدگاه نظام اخلاق و انسان سالاري ديني را حذف
و ادعاهاي موجود در حقيقت بخشي از منابع درآمدي سازمان ها است. و ...
در حوزه انديشه اسلامي
روابط عمومي و تعاريف علمي آن در مصاديق و رفتارهاي پيامبران و ائمه اطهار(عليهم
السلام) رجوع کرد و اوج اين سهم را در فريضه واجب امر به معروف و نهي از منکر مي
توان يافت، شيوه هاي رفتاري و تبليغي خاتم پيامبران(ص) و اميرالمومنين(ع) مصاديق
بزرگ در روابط عمومي منطبق بر دين است.
|