|
كاركرد آموزشي مطبوعات در موضوع ت
كاركرد آموزشي مطبوعات در موضوع
ترافيك
دكتر علي اصغر محكي
درميان كاركردهاي مطبوعات، آموزش جايگاهي ويژه دارد. كاركرد مطبوعات در ارايه
آموزشهاي عمومي، از مباحث مهم تحقيقات جامعه شناختي و علوم ارتباطات است.
كاركرد آموزشي رسانهها
«آموزش»، از كاركردهاي اصلي و حرفهاي رسانهها است. «هارولد لاسول» در سال 1948
از سه كاركرد «نظارت بر محيط» (نقش آموزشي) در رسانهها نام برد. بعدها صاحب نظران
ديگر، كاركردهاي «سرگرمي» (نقش تفريحي) و «تحرك» (نقش بسيجگري) را به كاركردهاي
قبلي افزودند.
مطبوعات، ظرفيت گستردهاي براي آموزشهاي عمومي دارند. نقشي كه مطبوعات در ايجاد،
تغيير يا تقويت هنجارها، ارزشها و نگرشها ايفا ميكنند، مكمل آموزشهاي رسمي
مدرسهاي است كه حتي پس از فراغت از تحصيل، گستره وسيع مخاطبان را شامل ميشود.
با توجه به ميزان نفوذ مطبوعات در جامعه، اين رسانه مكتوب، توانايي تغيير در نظام
ارزشي و هنجارهاي فرهنگي مخاطبان خود را دارد و قادر است فرايند «اجتماعي شدن
ثانويه» را پيش ببرد. آموزش رسانهاي، به موازات آموزشهاي رسمي عمل ميكند و لذا
آن را «آموزش موازي» يا «آموزش ضمني» يا «آموزش غير رسمي» ناميدهاند. محركهاي
مورد استفاده در آموزش رسانهاي، به گونهاي نامحسوس و از راه تاثيرگذاري و لانه
گزيني در ناهشيار مخاطب عمل ميكند و لذا آثار آن ديرپا و ثابت است و جزئي از
رگههاي شخصيتي مخاطبان ميشود. مخاطبان آموزشهاي رسانهاي مستقيم، عموماً كساني
هستند كه به صورت تعمدي براي كسب اطلاعات از رسانه استفاده ميكنند اما هنگامي كه
از آموزشهاي غير مستقيم يا پنهان سخن ميگوييم، مخاطبان بعضا به صورت ناخود آگاه
در معرض اطلاعات رسانهاي قرار ميگيرند و براي انجام رفتارهاي خاص و كسب مهارتها،
هنجارها و ارزشهاي ويژه، آموزش ميبينند. يكي از حوزههايي كه در جهان امروز به
شدت تحت تاثير اطلاعات رسانهها قرار دارد، آموزش رفتارهاي مدني و مهارتهاي
شهروندي و توسعه مشاركتهاي اجتماعي است.
بسياري از پژوهشگران نقشهاي مثبت و منفي رسانهها را در اين زمينه مورد بررسي قرار
دادهاند. بررسي يافتهها حاكي است كه رسانهها ميتوانند با ارايه الگوهاي رفتاري،
چهارچوب مرجع و اطلاعات مطلوب، به افزايش مهارتهاي شهروندي و شكلگيري رفتارهاي
مدني كمك كنند. نقش رسانهها در آموزش شهروندي، از دو منظر قابل بررسي است:
نخست اين كه رسانه به عنوان يك ابزار كمك آموزشي در تلفيق با ديگر مواد درسي، به
كارآمدي بيشتر آموزشهاي ارايه شده در مدارس كمك ميكند. از اين منظر نقش رسانهها
بيشتر در حوزه مدارس و دانشآموزان مورد تاكيد قرار ميگيرد.
از منظر دوم، رسانه خود به عنوان ابزاري مستقل براي آموزش مفاهيم شهروندي و
رفتارهاي مدني به مخاطبان گروههاي سني مختلف، در نظر گرفته ميشود و با بهرهگيري
از ظرفيتهاي آن، راهبردهايي اثر بخش براي افزايش مهارتهاي شهروندي ارائه ميشود.
لذا در اين حوزه بر آموزشهاي غير مستقيم و ظرفيتهاي رسانه در شكل دهي و اصلاح
نگرش ها و رفتارها تاكيد ميشود.
از اين منظر، مطبوعات به عنوان يك رسانه مكتوب، نقشي خاص ايفا ميكنند، دليل آن نيز
ظرفيت و توانايي مطبوعات در الگوپردازي و فراهم آوردن چهارچوبهاي مشخص براي پردازش
اطلاعات و مفهوم پردازي آنها است. بسياري از صاحبنظران الگوپردازي و جهت دهي به
افكار، تفاسير و پردازشهاي ذهني را يكي از مهمترين ساز و كارهاي آموزش رفتارهاي
مدني و مهارتهاي شهروندي ميدانند.
ويژگيها و اهميت آموزش ترافيك در مطبوعات
1- فراگيري: آموزشهاي رسمي مدرسهاي، به رغم تمام مزيتهايي كه دارد، به خاطر
ضرورت گردهم آمدن آموزش دهندگان و فراگيران در مكان و زمان خاص با محدوديتهايي
روبرو است. دشواريهاي موجود بر سر راه حضور فراگيران در زمان و مكان خاص، و وجود
انبوه افراد لازم التعليم در حوزه مباحث ترافيكي، از يك سو و كمبود آموزش دهندگان
ورزيده و توجيه نسبت به موضوع از سوي ديگر، موجب ميشود كه ارايه آموزش در فضاي
مدرسهاي هزينه بر باشد. اين در حالي است كه:
الف- از جهت زمان مطبوعات، محدوديت نظام مدرسهاي را ندارند. افراد و به ويژه
كودكان و نوجوانان، ميتوانند در زمان دلخواه با مطبوعات همدم شوند. مطبوعات در
قالبهاي مختلف و از جمله مطالب خبري، سرگرمي يا آموزشي، دادههاي متنوعي را در
زمان دلخواه مخاطب به آنان منتقل ميكنند.
ب- از جهت مكان نيز مطبوعات محدوديت ندارند. در حالي كه كمبود فضاي آموزشي مناسب و
دشواري رفت و آمد از موانع توسعه آموزشهاي رسمي است، مطبوعات را ميتوان در بيشتر
مكانها مورد مطالعه قرار داد.
ج- با توجه به تنوع مخاطبان، اين امكان وجود دارد كه متون آموزشي را در مطبوعات با
توجه به نوع مخاطب تنظيم و ارايه كرد. مطبوعات، به تناسب نوع و ميزان نفوذ خود،
تعداد زيادي از مخاطبان را جذب ميكنند. تنوع اين مخاطبان از نظر سن، جنس، فرهنگ و
قوميت بسيار حائز اهميت است.
2- تاثيرگذاري: آموزش از طريق مطبوعات دستكم به دو دليل تاثيرگذاري زيادي
دارد: يكي بهرهگيري از جذابيتهاي هنري و گرافيكي و ديگري
استفاده از روش آموزشي غير مستقيم.
كمبود استادان زبردست و آشنا با مهارتهاي آموزشي، كه واجد صلاحيتهاي لازم باشند و
بتوانند از شگردهاي نو در آموزش بهره گيرند، از مشكلات جدي در آموزشهاي رسمي است.
مطبوعات امكانات وسيعي در اختيار دارند تا آموزههاي مورد نظر خود را با استفاده از
ظرافتهاي هنري و به كارگيري جلوهخاص بصري به مخاطبان انتقال دهند.
آموزشهاي غير مستقيم و غير رسمي، تاثيري بيشتر و ديرپاتر دارند. دريافتهاي بصري
انسانها، ناخودآْگاه در نهانخانه ذهن جاي ميگيرد و در فرصت مناسب خود را نشان
ميدهد. مطبوعات از اين نظر داراي امتياز هستند. مهمترين خصوصيت حرفهاي مطبوعات
اين است كه ميتوانند اهداف مورد نظر را به گونهاي غير مستقيم دنبال كنند.
«پيرآلبر» اين واقعيت را چنين بيان ميكند: «هرروزنامه خوب و با ارزشي بايد در خلال
خبرهاي خود مطلب مفيد و آموزندهاي نيز به خوانندگان ارائه دهد. اما هنر اصلي
روزنامه نويس همين است كه خبرها را در چه لفافي بپوشاند و در چه شرايطي به خواننده
عرضه كند تا او احساس نكند كه به جاي كسب اطلاع و سرگرمي، مشغول مطالعه يك درس
اخلاق است.»
نقش مطبوعات در فرهنگ سازي
فرهنگ به مثابه روح جامعه، در برگيرنده مجموعه مشخصات
معنوي، فكري و احساسي آن است. هيچ جامعهاي بدون فرهنگ وجود ندارد. ميان رسانهها و
تغييرات فرهنگي جوامع، رابطهاي تنگاتنگ وجود دارد. از مهمترين وجوه تاثيرگذار
رسانهها برفرهنگ جوامع، ارايه تلويحي آموزه هاي مختلف،
ايجاد پندارها و برداشتهاي جديد و جلب مشاركت مخاطبان در زمينههاي گوناگون است.
رسانهها ميتوانند برانگيزنده، تقويت كننده، اطلاع دهنده، راهنمايي كننده، يادآوري
كننده، بسيج كننده و يا برعكس بازدارنده باشند. به كمك رسانهها، آموزشهاي عمومي،
مولدتر و موثرتر ميشوند، يادگيري سريعتر صورت ميگيرد، شالوده علمي تعليم بيشتر
شده و دسترسي به آموزش برابرتر ميشود. آموزش از طريق مطبوعات، در مفاهيم آموزشي
سنتي تغييرات اساسي ايجاد كرده و توانسته بسياري از كاستيها و ناكارآمديهاي
سيستمهاي سنتي آموزش را رفع كند و تغييرات بنيادي و اساسي در آموزش به وجود آورد.
محور اين تغييرات، حذف زمان و مكان و محدوديتهاي منابع آموزشي از سيستم سنتي است.
اين امر سبب تغيير تكنيكها، روشها و رويكردهاي آموزشي شده است.
نظريه همانندي:
طبق اين نظريه، مردم با رسانههايي تعامل برقرار ميكنند كه خوشامدگوي افكار و
انديشه آنها باشد. به عبارت ديگر رسانههايي ميتوانند به برقراري تعامل با مردم
اميدوار باشند كه مردم آنها را موافق انديشههاي خود بدانند. برخي از قواعد نظريه
«همانندي رسانه» چنين است:
1- رفتار: اين نظريه معتقد است مردم با رسانه همچون يك فرد ارتباط برقرار ميكنند.
به عبارت ديگر مردم با رسانهها همانطور مواجه ميشوند كه در زندگي واقعي با ديگران
رفتار ميكنند و به همين علت به قوانين اجتماعي كه بر رفتار حاكم است و همچنين
ويژگيهاي روان شناختي و شخصيتي افراد توجه زيادي دارند. مثلاً در راديو، نوع صداي
مجري، لحن و كيفيت آن، جداي از سطح و چگونگي محتواي آموزش، تاثير بسيار زيادي بر
تعامل و ادامه يا قطع رابطه ميان راديو و مخاطب دارد. يا مثلاً در كلاس درس، دانشجو
بايد احساس كند كه استاد، درس و دانشجو و روي هم رفته كلاس را جدي گرفته است، در
غير اين صورت ممكن است احساس ناخوشايندي به وجود آيد كه موجب قطع تعامل بين مخاطب و
مدرس شود.
2- تكريم و احترام مردم: مردم دوست دارند مورد تكريم و احترام قرار گيرند. بنابراين
رعايت اين قاعده در برنامهريزيهاي آموزشي رسانه بسيار مهم است. بايد به مخاطب
احترام گذاشت ولي از تملق و چاپلوسي احتراز كرد، زيرا از نظر رواني، تكرار تملق
موجب دلزدگي و قطع ارتباط ميشود. در هر حال به كارگيري
ادبيات كلامي محترمانه و در عين حال خارج از كليشههاي مرسوم اجتماعي و رسانهاي،
باعث برانگيختن احترام مخاطبان خواهد شد.
3- همانندي شخصيتي: مردم دوست دارند با شخصيتهايي ارتباط برقرار كنند كه مثل
خودشان باشند. اين رفتار تحت تاثير قاعده و قانون جذب همانند است.
4- مخاطبان: مخاطبان مطبوعات را ميتوان به سه گروه دسته بندي كرد:
گروه اول- گوش شنوا: اين مخاطبان فقط شنونده هستند، يعني بيشتر مايلند ارتباط يك
جانبهاي با رسانه داشته باشند. اين گروه، افرادي هستند كه همواره از رسانه
ميآموزند و فرا ميگيرند و آن را يك وسيله آموزشي خوب براي يادگيري ميدانند. به
نيازهاي اين گروه ميتوان با يك رويكرد تجويزي (انتقال يك طرفه مخاطب) پاسخ داد.
گروه دوم – گوش منتظر: مخاطباني كه انتظار دارند تا ضمن شنيدن و آموختن، به نيازهاي
آنها نيز جواب داده شود. اين نيازها را ميتوان كشف و متناسب با آنها مطلب آموزشي
را منتقل كرد.
گروه سوم – گوش ناشنوا: مخاطباني كه موضوع مورد بحث براي آنها اهميت ندارد. اين امر
ممكن است ناشي از چند چيز باشد: يا خود موضوع براي آنها بي اهميت است و يا ارائه
موضوع از حيث محتوا، فرم و شكل، ضعيف است. مخاطبان گروه سوم كمتر در دايره ارتباطي
رسانه قرار ميگيرند و احتمال قطع ارتباط آنها با رسانه زياد است.
5- كارشناسان: مردم هنگامي كه به كمك نياز دارند به متخصصان آن عرصه بيشتر اعتماد
ميكنند. لذا مطبوعات با توليد محتواي كارشناسانه مورد توجه قرار ميگيرند. براي
مثال مباحث كاربردي مربوط به ترافيك در روزنامه، هنگامي كه با استفاده از نظر
كارشناسان برجسته مطرح ميشوند، جديتر مورد مطالعه واقع شده و موثرتر عمل ميكنند.
براين اساس، توصيه شده است كه در متون مطبوعاتي آموزش محور، مخاطب بايد احساس كند
افراد صاحب نظر مطلع به بحث درباره موضوع ميپردازند.
6- مخاطب محوري: ويژگيهاي فردي مخاطبان و تلقي اي كه جامعه از آنها دارد بايد در
متون آموزشي مورد توجه باشد. مثلاً اگر داستان آموزشي را از يك زبان يك قصه گوي پير
بيان ميكنيم، اين نكته بيانگر باور پيام آفرين رسانه به اهميت و نقش بزرگسالان در
ارايه آموزههاست و اگر قصهگو مثلاً يك زن جوان باشد، نشان دهنده باور پيام
آفرين رسانه به نقش محيطهاي رسمي تربيتي و آموزشي مثل مهد كودكها و
كودكستانهاست.
7- طرز بيان: در يك برنامه آموزشي، رعايت قوانين اجتماعي حاكم بر رفتارهاي مردم
ضروري است. مثلاً اگر براي ارائه برنامه آموزشي، نويسنده مطلب از سبك بياني
برخوردار باشد كه نتواند شخصيت او را جدي و آشنا به بحث نشان دهد، تعامل بين
روزنامه و مخاطبانش به سختي صورت ميگيرد.
دلايلي كه استفاده از مطبوعات را در امر آموزش و فرهنگ سازي
ضروري ميسازد:
1- انبوهي و تراكم جمعيت شهري: موضوع ترافيك، عمدتا مبتلا به شهرهاي بزرگ و متراكم
از جمعيت است. انبوهي و تراكم جمعيت در اين شهرها، مانع از اعزام كارشناسان و
امكانات آموزشي به كل نقاط شهري ميشود. اما متون مطبوعاتي تقريباً تمام مناطق شهري
را در پوشش خود دارند.
2- جاذبه استفاده از تصوير و گرافيك در انتقال مفاهيم انتزاعي: با كمك تصاوير و
طرحهاي گرافيكي، مفاهيم بهتر و گوياتر بيان ميشوند.
3- توان توليد محتواي آموزشي جذاب مرتبط با ترافيك: هم از بعد نگرشي و هم نرم
افزاري، توان نسبتاً خوبي براي توليد متون و تصاوير و طرحهاي جذاب در مطبوعات ما
وجود دارد و در صورت سرمايهگذاري در اين بخش، ميتوان مخاطبان زيادي را جذب كرد تا
مطالب آموزشي مورد نظر را دنبال كنند.
4- كمبود استادان زبردست و مجرب در حوزه ترافيك
5- ضرورت بهرهبرداري درست از بودجههاي آموزشي و ارتقاء دانش عمومي با صرف هزينه
كمتر
محدويت ها و مشكلات
1- در جامعه ما كاركرد مطبوعات بيشتر به اطلاع رساني خبر و سرگرمي معطوف است. هر
چند انتظار از رسانهها براي آموزش عمومي زياد است، اما تاكنون در ايجاد انگيزه
براي مخاطبان در استفاده از پيامهاي آموزشي موفق عمل نكردهايم. البته در زمينه
آموزشهاي غير مستقيم از طريق مطالب و داستانهاي سرگرم كننده، تجربههاي موفقي
وجود دارند، اما اين تجربههاي پراكنده تا هنگام كه آموزشها تبديل به فرهنگ شوند
بايد تداوم داشته باشد و اين كار نياز به سياست گذاري، برنامهريزي دقيق و استمرار
آموزشها در قالبهاي متنوع و جذاب دارد.
2- انفعالي عمل كردن مخاطبان در برابر ارايه مطالب آموزشي، به گونهاي كه آن عطش و
انگيزه استفاده از رسانه به عنوان ابزار آموزشي را در جامعه نميبينيم. بايد تلاش
كرد تا جوي در جامعه حاكم باشد كه مردم، آموزش پذير مستعد و با انگيزه باشند. بايد
تحقيقي انجام شود درباره اين كه در چه مقطعي و چه دورهاي ميتوانيم علاقه نيروي
اصلي آموزش پذير را كه بيشتر كودكان و نوجوانان هستند، افزايش داده و اين علاقه را
به سمت استفاده از محتواي آموزشي رسانه هدايت كنيم.
لذا از يك طرف بايد در درون مخاطب اميد و رغبت ايجاد نمود و از طرف ديگر كاري كرد
تا مخاطبان ما آگاهانه و با اختيار برنامههاي آموزشي را دنبال كنند.
|