New Page 1

رنجور و پر درد چون روابط عمومي
محسن احمدي


كيميايي است اين روابط عمومي در دنياي پر رقابت امروز، زاده شده فكرخلاق بالانشيناني است كه چرخ‌هاي صنعت‌شان هموارتر از وزش نسيم صبا در حركت است و جهاني را انگشت گزيده رفتار و قدرت خود كرده‌اند. فرزند خلف دhنشي كه به زودي بزرگ و نامور شد. آنچنان كه نبودش فنا , وجودش غنا را با كسب و كار پيوند زده. به راستي با وجود «روابط عمومي قدرتمند و خلاق»، چرا نبايد سقف آرزوهاي بلند را كوتاه ديد؟


چرخ لنگ روابط عمومي در ايران
نيم قرني است كه از ظهورش در ايران مي‌گذرد اما آنچنان كه بايسته سالاري‌اش مورد عنايت نبوده و به رغم عموميت‌اش- حداقل به نام – مهجور مانده اي بيش نيست. كودكان هم نامش در سازمان هاي اينجايي، با نياكان اصيل و عموزادگان كنوني خود در دوردست‌ها، فاصله‌اي دارند كه ماه من تا ماه گردون! چرا كه بر خلاف هم كيشان خود، هم و غم وجودشان، صرف رفع مشكلات و معضلات است و نه روابط با عموم.
پيكره‌اي دارد نحيف و ديلاقي، با چهره‌اي سيلي خورده از نابخردي‌ها و بيگاري‌ها. گويي متهمي است دچار كه به غل ناداني و به زنجير زياده‌خواهي كشيده شده. جامه‌اي مندرس اما سنگين وزن بر دوش تكيده‌اش دارد بافته شده از تار و پودي بيمار، آنچنان كه پودش را مديري ناآگاه ريسيده و تارش را كاركنان نادانشمند و نا متخصص تنيده‌اند.
مديرش- مدير سازمانش- آن را بي‌اهميت و پرهزينه مي‌انگارد و زين سبب، آواري از نامربوطي‌ها را بر سرش هوار مي‌كند. آنجا كه از او انتظارات نابجايي دارد چون انجام و به سرانجام رساندن امور مالي، حراست؛ استخدام، تبليغات و...
كاركنانش نيز باوري ندارند جز اين كه گماشته‌اند شان براي هر كاري. آخر طفل سرراهي را هر كجا كه منزل گزينند خوش است...
بر اين وادي بيفزاييد نبود تفكر و تلاش در دستگاه اعظم روابط عمومي‌هاي وطني را كه متناسب با تحولات اجتماعي كشور باشد. نيز بيفزاييد بي‌شناختي طراحان وظايف سازمان ها را از كاركرد روابط عمومي‌ها كه لقمه‌هاي مالي و اعتباري‌شان را بي‌سبب از گلوي اين طفل بخت برگشته ناخواسته بريده و مي‌برند و هر آن سان كه در رهگذري از وادي پر تلاطم كسب و كار كم مي‌آورند يا احساس كم آوردن مي‌كنند، بيچاره را بيشتر و بس بيشتر در منگنه مي‌گذارند. گويند از هر پنج سازمان بزرگ و نيمه بزرگ در اينجا، طي يك سال نخست خلقتش، بنيان يك روابط عمومي از پايه كنده شده و از اساس دستخوش تغيير يا انحلال مي‌شود. رقمي كه در مورد سازمان هاي متوسط به دو تا از پنج تا و در مورد سازمان هاي نيمه متوسط به سه، و كوچك به چهار از پنج مي‌ر سد.
خرده‌سازمان ها نيز حساب‌شان با كرام‌الكاتبين است ... اينجا نگرش به روابط عمومي صرفا تبليغاتي است متاسفانه ! نگاهي كج و معوج كه به تحريف افكار و دور شدن اين موجود بخت برگشته از رسالت و اصالتش انجاميده.
در حال حاضر اين نهاد، در كشور با مظلوميتي جديد از نوع رسانه‌اي و فرهنگي مواجه شده كه به نظر دير نمي‌پايد همسو با سوق ناخواسته روابط عمومي‌ها به سوي تبليغات- صرفاً – به شكاف هرچه بيشتر وجودش با مفاهيم و ارتباطات دو سويه بينجامد.
واقعيتي است تلخ كه امورزه عيان رخ نموده، اين كه دليل شكست بسي فعاليت‌هاي تجاري و مديريتي، نبود و كمبود دانش و درك درست است از محيط پيرامون سازمان و كسب و كار كه نقش مهمي را در اين ميان ايفا مي‌كند فرهنگ.
به لحاظ مديريتي و ارتباطي، معرفت و شناخت زمينه‌ها و الگوهاي فرهنگي در تمامي سطوح ملي و بين‌المللي، از هر سطح تا هر سقف و از هر مكان تا لامكان، حائز اهميتي است در خور، بالاخص در سرزميني با تنوع عظيم قومي، فرهنگي، و زباني چون اينجا، مملو از انواع خرده‌فرهنگ‌ها.
و به راستي چه كسي منكر كاركرد فرهنگ ساز روابط عمومي است كه بايد با خاطري فراخ و آسوده، مددرسان سازمان‌ها شود و انسان‌ها.

 


 
خانه
پايگاه مقالات
پايگاه اطلاعات
پايگاه کتاب
پايگاه اخبار
فصلنامه
ليست مطالب
 
 

Kargozar

Public Relation 

 [خانه ] [پايگاه مقالات ] [پايگاه اخبار] [پايگاه کتاب] [پايگاه اطلاعات تخصصی]

 Email :Info @iranpr.org  

Copyright©2003