|
New Page 1
آخرين نامه
شادروان
دكتر حميد نطقي
پدر روابط عمومي
نوين ايران به خواهرش
بامدادي خسته ميرود
کارگزار
روابط عمومی - دكتر نطقي 9
سال پيش پس از 79 سال مجاهده و تلاش در راه پيشبرد علم و دانش چشم از جهان فرو بست
و به ديدار حق شتافت. به همين مناسبت يكي از نامههاي استاد كه كمي قبل از مرگ
نگاشته شده و از طرف خانوادهاش در اختيار نشريه قرار گرفته در پي ميآيد. با هم
ميخوانيم:
عزيز جان عزيزم،
كارت
پرمطلب و زيبايت رسيد و دلم مالامال از نشاط شد و به انبساطي كه نيازمند آن بودم
نائل گرديدم. براي لحظاتي چند خود را آزاد از بند بيماري پنداشتم و سخت خرسند شدم.
شهدا…،
كه در اين كنج تجرد و گوشه عزلت در حق من كسي از چيزي فروگذار و خودداري نميكند و
پيش از همه آيتن (همسرش) در تلاش است و جانفشاني ميكند. اعضاي خانواده نيز
تسليبخش دل و جانند.
دانشكده ادينبورگ سالها وسايل
اقامت مرا در اين جا كه مسئلهاي دشوار است هموار ساخته است و در مورد حكيم و
بيمارستان و دارو و درمان هم هيچ نقصي نيست و نوشتههايم را قدر ميدانند حتي در
نخجوان درجه پروفسوري، در آذربايجان (باكو) درجات پروفسوري و نيز دكتراي افتخاري و
عضويت در مجمع نويسندگان و سفرا دادند. در آنكارا هم به عضويت مادامالعمر مؤسسه
عالي فرهنگ و تاريخ و زبان كه در حكم آكادمي آنهاست مفتخرم داشتند…
ولكن به قول شهريار: اين حرفها براي تو مادر نميشود.
|