دايره المعارف روابط عمومی

 
 

  مقدمه نويسنده

  مقدمه مدير پروژه

  فهرست مطالب - جلد اول

  فهرست مطالب - جلد دوم

 بروشور

  فرم فروش(1)

  فرم فروش(2)

  اتشارات کارگزار  روابط عمومی

  فصلنامه کارگزار روابط عمومی

  دوفصلنامه فنون روابط عمومی

  نشريه روابط عمومی الکترونيک

 جزوات آموزشی روابط عمومی

  راهنمای خريد

   تماس با ما
   

انتشارات جديد

  اصول و آداب تشريفات

مديريت تبليغات اينترنتی

مديريت روابط عمومی الکترونيکی

 

مبانی روابط عمومی

 

نشريه روابط عمومی الکترونيک

  

بيم و اميد ديجيتال:نگاهي بر مفهوم « شكاف ديجيتال» ما بين انسان ها

داود آقارفيعی

 

اشاره

مطلب پيش روي با نيت شناسايي تبعات دسترسي به اطلاعات، تهيه و تنظيم شده و با نگاهي به پيامدهاي عصر ديجيتال براي توسعه، ميزان دسترسي به اين تكنولوژي ها را در دو بعد مورد تعمق قرار داده كه يكي قلت دسترسي به اطلاعات است و در قالب شكاف ديجيتال در بين دولت- ملت ها و همچنين در خود جوامع به اصطلاح جنوب، با ظهور گروه هاي حاشيه اي هويدا مي شود وديگري دسترسي كامل به اطلاعات و فقدان بهره مندي علمي از آن است كه از منظر منتقدان برجسته داخلي و خارجي كه نظرات آنها در نشريات معتبر ارتباطات مندرج بود، مورد تبيين واقع شده است.

 

اصطلاحات كليدي:

رسانه هاي ديجيتال، شكاف ديجيتال، شكاف علمي، فناوري هاي ارتباطي و اطلاعاتي.

 

مفهوم ديجيتال؛ رسانه هاي ديجيتال

واژه ديجيتال، فصل جديدي را در علم ارتباطات پديد آورده و حتي در ساختار زبان فارسي نيز قابليت امتزاج با واژگاني را كسب نموده كه حاكي از تحول در محيط زندگي انسان است.

كاپتاليسم ديجيتال، انقلاب ديجيتال، عصر ديجيتال، رسانه هاي ديجيتال، دموكراسي ديجيتال، شكاف ديجيتال و ..... همگي منبعث از همين دگرگوني است. اين تحول و تغيير بنيادين قطعاً بدون پيامد نخواهد بود. پيامدي كه البته يكنواخت هم نيست. در اينجا مراد و منظور از استعمال واژه « پيامد» دگرگوني هايي است كه در عرصه اجتماع و ارتباطات ميان فردي حادث مي شود كه برآيند نهائي آن سبب پديداري تكانه هايي در عرصه ارتباطات بين الملل گشته است. معادل واژه ديجيتال كه اين روزها در ادبيات علوم ارتباطات استفاده مي شود، لغت رقومي يا رقمي است كه بعضاً به جاي‌ آن اصطلاح صفر و يك نيز مي نشيند.سوال مقدماتي اين مقاله، اين است كه معناي خالص و لغوي ديجيتال چيست و رسانه هاي ديجيتال كدامند؟ يونس شكرخواه در واژه نامه ارتباطات خود كه در سال 1381 منتشر شد در جلوي واژه ديجيتال آورده: « دوتايي، رقمي، ديجيتال، صفر و يك در رايانه ذخيره اطلاعات به صورت ديجيتال نقطه مقابل آنالوگ است.1» در واقع  زماني كه ما واژه ديجيتال را استماع مي كنيم، ذهنمان معطوف به قالب هايي مي گردد كه يادآور نظامي از به كار گيري تكنولوژي هاي نوين جهت برقراري ارتباط است. برقراري ارتباط در عرصه ديجيتال مستلزم بهره مندي از چند ابزار اساسي است كه اين بهره مندي در سطح عام، زايش«‌عصر ديجيتال» را نويد مي دهد.

در ذيل به برخي از ابزارهايي كه روند ديجيتالي شدن محيط را تسهيل مي كند مختصر اشاره مي كنيم:

الف- عمل ديجيتالي كردن: « يك تمهيدرياضي است كه داده ها را به ساده ترين شكل آن برمي گرداند. اين نظام كه طرح دوتايي نام دارد، اعداد و حروف را با استفاده از دو عدد صفر و يك رمزگذاري و بيان مي كند.»2

ب- فيبر نوري: فيبر نوري يكي از ابزارهاي منتقل كننده اطلاعات با سرعت نور است كه شامل تارهايي به باريكي مو از جنس شيشه مي شود. اكنون بهترين وسيله منتقل كننده براي اطلاعات ديجيتالي، فيبر نوري است.

ج- چند رسانه ها (Multimedia): عبارت است از عناصريكه مجموعاً در خدمت آفريدن يك رسانه است و شامل متن و صدا، طرح گرافيكي و تصاوير متحرك و ثابت است.

د- CD-ROM: كه روند ذخيره مطالب را تسهيل مي كند. « CD-ROM ها، وسايل ذخيره سازي( به شكل ديسكت هاي پلاستيكي بادوام)‌هستمد كه مي تواند 630 مگابايت از تصاوير، برنامه ها ويا داده هاي ديگر را در خود جاي دهند.» 3 با اين حساب، تعمق در عصر ديجيتال و ملزومات آن، ذهن را به طور خودكار معطوف به رسانه هاي ديجيتال     مي كند و شاخص رسانه هاي ديجيتال، رسانه هاي دوسويه(Interactive media) هستند. رسانه هاي دوسويه از بستر شبكه بهره مند هستند و در قالب شبكه جهاني اينترنت معنا مي يابند. بنابراين تكنولوژي نوين اطلاعاتي- ارتباطي تغييراتي را در افراد، شغل و فرآيندهاي سازماني باعث مي شوند و چالش مهم آن است كه انتقال از فرآيندهاي فيزيكي و ثبات به سمت قرار گرفتن در از فرآيندهاي شناختي و جديد مي رود.4

 

عرصه آموزش

1-  دانشگاه مجازي: از جمله كاربردهاي نسبتاً جديد اينترنت در عرصه علم و اشاعه دانش، تأسيس دانشگاه هاي مجازي است كه سال هاست در دانشگاه هاي كشورهاي توسعه يافته اعمال مي شود. دانشگاه مجازي يكي از زيرمجموعه هاي آموزشي مجازي تلقي مي گردد كه در اين روش آموزشي، دانشجو، ملزم به حضور فيزيكي نيست. از مزاياي دانشگاه مجازي اين است كه فاصله ها محدود يا حتي نابود گشته و در پي ارتباط دوسويه بين نقاط مختلف جهان، افراد مشتاق فراگيري علم، مي توانند در نقاط مختلف با هم و در عين حال با يك دانشگاه مرتبط باشند. از ديگر سو، دسترسي به نمودارهاي‌ آموزشي و طرح هاي گرافيكي، اسلايدهاي درسي اتاق هاي چت و كنفرانس و..... باعث ارتقاء كيفيت چنين آموزشي گشته است. مثلاً « در تحقيقي كه توسط جرالد. جي شات از دانشگاه كاليفرنيا انجام شد، دانشجوياني كه دروس خود را به صورت online خوانده بودند نمراتشان بيست درصد بيشتر از دانشجوياني بود كه در كلاس هاي درس معمولي آن دروس را گذرانده بودند.»5

2-  كتابخانه ديجيتال: كتابخانه هاي ديجيتال كه يكي از عوامل گسترش دانش در جهان تلقي مي گردند، قابليت ارائه مكتوبات و اسناد مختلف را به صورت نامحدود دارند. از اين جهت استفاده كنندگان مي توانند بدون محدوديت زماني و مكاني به كتاب و سند مورد نظر خود در كمترين فرصت دست يابند. از طرفي چون كتابخانه ديجيتال از قواعد رقومي(‌صفر ويك) براي پردازش و ارايه داده ها بهره مي برد. بنابراين نگراني در زمينه تنزل كيفيت داده ها بي معنا است. چرا كه في المثل صفر و يك كمرنگ در تكنولوژي ديجيتال مفهوم علمي ندارد.

« كشورهايي چون كانادا، فرانسه، ايتالياو هلند با بيشترين سرانه آموزش عالي، پيشگامان اين عرصه هستند.»6

 

عرصه اقتصاد

1-  كار در خانه: به دست آوردن فرصت هاي شغلي جديد كه با اصطلاح معيار شده : "Work at Home" در سطح سرويس وب شناخته شده است نيز يكي از مزاياي اينترنت است. سالانه هزاران نفر از طريق اينترنت و دريافت سفارش كار، در نقاط مختلف جهان، روزگار مي گذرانند. بدون اين كه ارتباط چهره به چهره ميان كارفرما و كارپذير صورت بگيرد. مثلاً « سايت بي.بي.سي، در حال حاضر يك هيأت تحريريه هفده نفري را بصورت Tele استخدام كرده، يك مدير و حسابدار هم كه آنها از منازلشان مشغول به كار هستند، جزو اولين كارمندان مجازي شركت عظيم بي.بي.سي محسوب مي شوند تمام اين هيأت 19 نفري عقيده دارند بعد از اينكه شروع به كار درمنزل كرده اند اوقات فراغت و استراحت بيشتري دارند وبيشتر با اعضاي خانواده هستند.شركت BT نيز پا را فراتراز گذاشته و مشغول آموزش دادن دوهزار نفر از كارمندان خود براي كار در منزل است.»7 اشغال زايي به كمك IT و رسانه هاي ديجيتالي مي تواند در عرصه مراكز تلفن، مديريت اسناد پزشكي، خدمات پشت صحنه شركتها و خدمات بيمه، پرونده هاي حقوقي، انجام فعاليت هاي كارگزيني، متحرك سازي( انيميشن)، خدمات مهندسي، و.... انجام گيرد. كه گستره آن هر لحظه وسيع تر و متنوع تر مي شود.

2-  تجارت الكترونيك: هرچند در بسياري از بازارهاي مالي، نظيربورس نيويورك هنوز ارتباطات چهره به چهره حرف اول را مي زند ليكن بازارهاي سرمايه در مراكز مالي دنيا، تمايل وافري به استفاده از اينترنت در جهت تسهيل امر تجارت دارند. اين روند همسو با تغيير نگرش سنتي به بيمه، بانك و گمرك نيز تحولات عميقي را باعث گشته است. ديگر اينكه، گسترش مفهوم « اقتصاد اطلاعات» نيز مولود بهره گيري از ابزارهاي ديجيتالي جهت ارائه خدمات موثر به تقاضاي جهاني قلمداد مي شود. در واقع امروز اقتصاد هايي قوي تر هستند كه اطلاعات و دانش بيشتري دارند.

 

عرصه پاسخگويي

1-  دولت الكترونيك: در برخي از متون اشاره شده كه آرمانشهر(Utopia) جوامع بشري، همان اجراي دقيق دولت الكترونيك است. دولت اكترونيك به عنوان شاخص و شاه بيت ارائه خدمات اداري از طريق اينترنت قلمداد مي شود. ارائه خدمات اداري از طريق وب و پرواز از فراز مسير پرپيچ و خم بوروكراسي، از جمله مواهب اينترنت در عصر ديجيتال است. دولت الكترونيك هرچند به طبيعت حال موجب پاسخگو كردن دولت و رسيدگي به اقشار حاشيه اي نمي گردد، ولي دست كم روند پاسخگويي دولت را تسهيل مي كند. دولت الكترونيك،البته گستره پهناوري از خدمات را در خود دارد كه ممكن است برخي از عرصه هاي اقتصاد و اجتماع را نيز در بربگيرد.

2-  روابط عمومي الكترونيكي: روبط عمومي الكترونيكي يكي از زيرمجموعه هاي دولت الكترونيكي است و نقش بي بديلي در اطلاع رساني و پاسخگويي سازمان ها بر عهده دارد. امروزه افق جديدي فراروي روابط عمومي گشوده شده كه به روابط عمومي الكترونيكي معروف است. در اين حيطه « روابط عمومي ها مي توانند جديدترين اخبارو رويدادها اعم از اخبار درون و برون سازماني را براي استفاده ساير مخاطبان و كاربران روي پايگاهي قرار دهند و هم زمان از ديدگاه و نظرات استفاده كنندگان آگاه شوند.» 8 شايدذكر اين نكته بديهي لازم نباشد كه افزايش ضريب نفوذ رسانه هاي ديجيتال در يك جامعه، پيامدهاي متفاوت و متناقضي در ابعاد اجتماعي، فرهنگ، هنري، سياسي و .....خواهد داشت. هركدام از ابعاد ياد شده اين پتانسيل را دارد كه به تنهايي موضوع يك مقاله ژرف نگر شود كه مطالعه در اين باره را موكول به منابع ديگر مي نماييم.9

 

ترميم شكاف ديجيتال؛ از برنامه ريزي جهاني تا ساختار هاي بومي

مهم ترين نتيجه اي كه مي توان از مطالب پيش گفته گرفت، همان ميزان دسترسي به شبكه جهاني اطلاع رساني و اينترنت است كه به عنوان شرط اصلي بقاء در عصر ديجيتال قلمداد مي گردد. رسانه هاي ديجيتال همچون ساير تحفه هايي كه از غرب گسيل مي شوند، يك مهمان ناخوانده اند كه براي ورودش دعوتنامه اي فرستاده نشده است. سرعت ورود اين مهمان ناخوانده به حدي است كه صاحبخانه را در حالت تحير توأم با شيفتگي و نگاه توأم با بيم و اميد معلق مي كند. اگر فرض را بر اين بگذاريم كه در عصر ديجيتال، انسانها از طريق رسانه ها، به صورت بي واسطه متأثر گشته اند( دريچه جهاني) در نتيجه ما با تبعات جهاني شدن مواجه هستيم.مك لوهان(MC Luhan)،استاد فقيد مركز مطالعات رسانه اي تورنتو ( 1980-1911) در توضيح جمله« رسانه پيام است» مي گويد « اثرهاي مهم رسانه از شكل آن ناشي مي شود نه از محتواي آن» 10 او براي تشريح مفهوم دهكده جهاني(Global Village) هركدام از رسانه ها را امتداد یک حس می داند که نتیجه آن استفاده بیش از حد یک حس می شود، که در نهایت فردگرایی را ترویج می نماید و انسان از حالت قبیله جهانی، از نوع ابتدایی آن خارج می شود. برای مثال « چاپ بر تفکر ما اثر داشت و آن را خطی، سلسله وار، منظم، تکراری و منطقی می ساخت. چاپ به انسان اجازه می داد فکر را  از احساس جدا کند چاپ به تخصصی شدن و فناوری منتهی شد، ولی به احساس از خود بیگانگی و فردگرایی نیز منجر شد. در سطح اجتماع چاپ امکان ظهور ملت ها و ملی گرایی را فراهم کرد.» 11 مفهوم دیگری که ملک لوهان به کار برد، مفهوم نسبت های حسی (sensertions) بوده که توسط رسانه ای مانند تلویزیون مجدداً برقرار شد و دهکده جهانی نوین شکل گرفت. « در یک مقیاس بزرگ تر مک لوهان اظهار داشت تلویزیون ما را مجدداً به صورت قبیله درخواهد آورد. ما از دولت ملت های مجزا دور می شویم و یک دهکده جهانی خواهیم داشت.»12  ما مفهوم جهانی شدن را در آیینه رسانه های دیجیتالی نیز می توانیم ببینیم. « از جمله رویدادهایی که باعث تشکیل دهکده جهانی می شود، شروع به کار اولین وب سرور در سال 1990، افزایش سطح پوشش ماهواره ای پخش مستقیم تلویزیونی PBS در نیمه اول دهه 1990 و آغاز به کار وب سایت یاهو در سال 1994 است. باورهای متضادی در خصوص زندگی در دهکده جهانی وجود دارد. ابتدا خوش بینی هایی که عنوان شده است تحت عنوان همپوشی های فرهنگی مطرح می شود. بدبینی ها نیز با توسعه امپریالیسم فرهنگی، آمریکایی شدن، بی ملیت شدن و تهاجم فرهنگی همراه است.»13 ولی در این نکته شکی نیست که سرعت گردش اطلاعات و اخبار سریع تر شده و انسان ها از احوال یکدیگر با سرعت آگاه می شوند. سرعت گردش خبر درست همانند یک دهکده که خبرها، گوش به گوش و کوچه به کوچه می پیچید، گشته است. با اینحال امروزه، « شکاف دیجیتال یا فاصله دیجیتال اصطلاحی است که به طور گسترده برای شرح نابرابری بین کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته به کار می رود. این اصطلاح را می شود به شکاف میان افراد، خانواده ها، نوع تجارت، مناطق جغرافیایی و در سطوح اجتماعی، اقتصادی برای داشتن فرصت دسترسی به فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی و استفاده از اینترنت ارجاع داد.»14

در این بخش سوالاتی را مطرح می کنیم که پاسخ دادن به آنها، روند برنامه ریزی در ارتباطات را تبیین و تسهیل می نماید. سوال اصلی بدین قرار است که با تمام تفاصیلی که برای اهمیت کاربرد اینترنت در گره گشایی از مشکلات جوامع ارائه شد آیا از نظر سخت افزاری و « دسترسی دیجیتال»، این جوامع در یک سطح هستند؟ به عبارت دیگر، میزان بسترسازی فرهنگی برای استفاده از چنین امکاناتی تا چه حد است؟ چه گروه هایی در داخل كشور های جنوب در حاشیه قرار می گیرند؟ مسئله تکثر زبان و فرهنگ و تسلط زبان انگلیسی در شبکه جهانی به کجا می انجامد؟ نسبت رسانه های دیجیتال و جریان توسعه چیست؟ آیا می شود شکافی را که از نظر اقتصادی و معیارهای توسعه در بین کشورهای شمال و جنوب وجود دارد از طریق جامعه اطلاعاتی ترمیم کرد؟ آیا تمام اطلاعاتی که از اینترنت دریافت می کنیم مفید خواهد بود و آیا اختلاف جوامع شمال و جنوب فقط و فقط در شکاف  دیجیتال خلاصه می شود؟ پس نقش شکاف علمی در این میان چیست؟ و« آیا اساساً جامعه اطلاعاتی متضمن فرصت است؟» 15 پاسخ به چنین سوالاتی که دغدغه اصلی ارتباط گران جهان سومی و همفکران جهان اولي آنهاست می تواند زوایای پنهان این مسئله را روشن کند. در اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی که از روزهای نوزدهم تا بیست ویکم آذرماه سال 1382 در ژنو برگزار شد، دورنمای موسوم به « برنامه اقدام» طرح ریزی گشت تا کشورهای جهان و جامعه بین المللی آن را سرلوحه عمل خود برای رسیدن به جامعه اطلاعاتی و بهره مندی از عصر دیجیتال قرار دهند که شامل بندهای زیر است:

·        همه روستاها تا سال 2010 میلادی، محله ها و جوامع تا سال 2015 به اینترنت وصل شوند.

·        همه دانشگاه ها تا سال 2005، مدارس تا سال 2010 و مدارس ابتدایی تا سال 2015 به اینترنت وصل شوند.

·        همه بیمارستانهای تا 2005 و مراکز بهداشتی تا 2010 به اینترنت وصل شوند.

·        90 درصد مردم تا سال 2010 و صد در صد تا 2015 تحت پوشش تلفن بی سیم قرار گیرند.

·        تمام ادارات دولت مرکزی تا سال 2005 و همه ادارات دولتی تا سال 2010 نشان وب سایت و E-mail داشته باشند. با مختصر نگاهی درمی یابیم که تحقق چنین امری بعید نیست لیکن با شرایط و توان فعلی کشورهای در حال توسعه امری غامض و سخت است. برای این ادعا، چه شاهدی بهتر از این که برخی از دانشگاه های کشور از دسترسی به اینترنت محروم هستند.16

در اعلامیه سران جهان به مناسبت فرا رسیدن هزاره جدید که در 8 سپتامبر سال 2000 در سازمان ملل متحد به تصویب رسید، تأکید زیادی بر زدودن فقر، همگانی نمودن آموزش، پیشبرد برابری جنسیتی و.....شده است. اگر از پشت پنجره انتقادی به این مسئله بنگریم درمی یابیم که اعلامیه سران جهان فی الجمله باقی مانده و تعهدات کشورهای شمال به جنوب محقق نشده است.17 به عنوان مثال در حیطه آموزش ما شاهد عقب ماندگی شدید کشورهای کم تر توسعه یافته هستیم و فقر و بیسوادی را نه فقط در عرصه سواد اطلاعاتی، بلکه در عصر سواد پایه ای نیز شاهدیم. درصد بالای بیسوادی و کم سوادی در این کشورها از یک سوی و عدم دسترسی به اینترنت و نشناختن کاربردهای غیرسرگرمی آن موید چنین مطلبی است.

در گزارش جهانی توسعه مخابرات سال 2003، شاخص دسترسی دیجیتالی (Digital Access Index)DAI به قرار ذیل بیان شد:

·        تعداد مشترکان تلفن ثابت در 100 نفر

·        تعداد مشترکان تلفن همراه سلولی در 100 نفر

·        تعرفه دسترسی به اینترنت( 20 ساعت در هر ماه)

·        پهنای باند اینترنت بین المللی برای هر نفر

·        مشترکان دارای اینترنت پهن باند در 100 نفر

·        کاربران اینترنت در هر 100 نفر18

شاخص ها و آمارهای بین المللی نشان از آن دارد که دسترسی جوامع جنوب به تکنولوژی های ارتباطی در سطح نازلی قرار دارد و فرصت زیادی می طلبد تا این جوامع به معیارهای تعیین شده دست یابند. در دسته بندی که از سوی ITU صورت گرفت چهار گروه: کشورهای  با دسترسی بالا به ICT ، گروه متوسط به بالا دسترسی، گروه با دسترسی متوسط و در نهایت دسترسی پایین، از هم متمایز شد. این دسته بندی ها براساس شاخص های « دسترسی دیجیتال» انجام شده و زیرگروه های شاخص DAI نیز عبارتند از: زیر ساخت(Infra structure) ، مکان استفاده (Affordability) ، دانش (Knowledge)، کیفیت (Quality)، میزان استفاده (Usage) »

 

 

گروه کشورهای با دسترسی متوسط به ICT براساس معیارهای ITU در سال 2004

بلاروس

لبنان

تایلند

رومانی

ترکیه

مقدونیه

پاناما

بلیز

ونزوئلا

سن ونسان

بوسنی

سورینام

آفریقای جنوبی

کلمبیا

49%

48%

48%

48%

48%

48%

47%

47%

47%

46%

46%

46%

45%

45%

اردن

عربستان

پرو

چین

فیجی

بوتسوانا

ایران

اوکراین

گویان

فیلیپین

عمان

مالدیو

لیبی

45%

45%

44%

43%

43%

43%

43%

43%

43%

43%

43%

43%

42%

 

حاشیه  درجنوب و شمال

در جوامع موسوم به جنوب ما با یک مفهوم تکان دهنده و ناامید کننده با عنوان « گروه های حاشیه ای» مواجه هستیم. این گروه های حاشیه ای می توانند شامل فقرا، روستاییان، زنان و .... شوند. فی المثل یکی از سوالاتی که در زمینه جامعه اطلاعاتی مطرح است و دغدغه فکری منتقدان آن را شکل می بخشد این است که« تبعیض گذاری میان شهر و روستا از جنبه تخصیص منابع اطلاعاتی و تبعیض گذاری میان کاربران از سوی دولت ها چه واکنش هایی را ایجاد خواهد کرد»؟19 « شکاف در حال رشد بین درآمدهای سرانه کشورهای ثروتمند و فقیرتنها نشانه اختلاف فزاينده اقتصادي بين كشورهاي ثروتمند و فقير نیست. برای پی بردن به وسعت و عمق فقر جهان سوم لازم است که به شکاف در حال رشد درآمد بین افراد ثروتمند و فقیر در داخل خود کشورهای در حال توسعه نیز نگاه کنیم.» 20 سطح تحصیلات و سطح درآمد در بیشترین موارد به عنوان دو شاخص مهم در پیمایش ها و تحلیل ها، مورد توجه محققان بوده است. چرا که از این دو متغیر می توان به بسیاری از جنبه های زندگی افراد پی برد و معیاری را برای شناخت آزمودنی ها به دست آورد. محققان از این دو مقوله در نشان دادن شکاف اطلاعاتی بهره فراوان برده اند. فی المثل در کتاب نظریه های ارتباطات که توسط ورنر سورین و جیمز تانکارد نگاشته شده است دو نمودار که مبین فرضیه شکاف آگاهی هستند ترسیم شده که خانواده های دارای کامپیوتر را برحسب میزان تحصیلات رئیس خانواده و درآمد نشان می دهد.

همچنین امروزه در کشورهای به اصطلاح شمال نیز با حاشیه های فراونی به ویژه در اطراف شهرهای بزرگ روبرو هستیم. چنانچه ممکن است در حوزه شهر لوکسی چون پاریس با وضعیتی جهان سومی و توسعه نیافته مواجه باشیم. « اگر ما چشم انداز خود را از گذشته به حال و آینده ببریم، شاید شبکه ای شدن استعاره ای مناسب باشد                  (کاستلز2000). در جهان امروزی، می توان مرکزها، پیرامون ها ونیمه پیرامون هایی را درک کرد که در موفقیت ثابتی قرار ندارند. بطور فزاینده ای، جهانی سازی، اجازه انتقال سرمایه و مدیریت را از یک قاره به نقاط دیگر می دهد. همچون استدلال خوشبینانه توماس فریدمن (2005) جهان در حال فشرده شدن است. این مسئله نقاطی از فناوری در دره سیلیکون، جاده 128، استان کواندونگ، بنگلور و حیدرآباد است که درآمدی بالا نیز دارند. چنین مراکزی در قالب اقیانوسي از تقلا و کوشش از طرف پیرامون ها ونیمه پیرامون ها قرار دارند و توسط یک شبکه از آموزش و جهان بینی مشترک به هم متصل هستند. در زمانه ما دسترسی به فناوری دیجیتال در حال ایجاد یک شیوه امپریالیستی جدید است. شاید مناسب ترین واژه برای تمدن و امپراطوری دیجیتال پان کاپتالیسم باشد كه در اين مفهوم ما با گسترش سرمايه داري جهاني از طريق رسانه هاي ديجيتال مواجه هستيم»21.

 

توهم توسعه در جامعه اطلاعاتی؟

این  ساه انگاری است که نگرش به وسایل ارتباطی نوین را محدود به جنبه های سخت افزاری آن کنیم. در این جا فرض را بر این می گیریم که از جنبه ابزاری همه چیز مهیاست و مشکلی در دسترسی به شبکه های ارتباطات جهاني در میان اقشار مختلف حتی افرادی که در ردیف حاشیه ها قرار می گیرند، وجود ندارد. در این صورت آیا می توان به محتوای رسانه های تعاملی و دیجیتالی برای دستیابی به توسعه پایدار بسنده نمود. در اینجا منظور از توسعه تعریفی است که مایکل تودارو از آن به عمل آورده و می بایست اهداف زیر را تأمین کند.

·        امکان دسترسی بیشتر به کالاهای تداوم بخش زندگی، مانند غذا، مسکن، بهداشت و امنیت و توزیع گسترده این گونه کالاها.

·        افزایش سطح زندگی، از جمله درآمدهای بالاتر، تأمین اشتغال بیشتر، آموزش بهتر و توجه بیشتر به ارزش های فرهنگی و انسانی، یعنی تمام آنچه که نه فقط به پیشرفت مادی کمک می کند. بلکه احترام به نفس شخصی و مالی بیشتر نیز ایجاد می کند.

·        گسترش دامنه انتخاب اقتصادی و اجتماعی افراد و ملل از طریق رهائی آنان از قید بردگی و وابستگی، نه تنها نسبت به سایر افراد و کشورها، بلکه همچنین نسبت به نیروی جهل و بدبختی بشری».22

دکتر محسنیان راد  در مقاله ای تحت عنوان « کشورهای در حال توسعه و تکنولوژی ها نوین از موضوع جهانيان نسبت به تكنولوژي هاي جديد  اطلاعات ، ارتباطات ICT سخن به میان آورده واین موضع گیری را منطبق بر طیفی می داند که یک سوی آن شیفتگی و سوی دیگرش انزجار قرار دارد. وی در ادامه،  تکیه بر تکنولوژی های نوین در جهت توسعه را توهم می داند و آن را به تنهایی برای پیشرفت در ابعاد مختلف کافی نمی داند. در ادامه    می نویسد: « همان توهمی که در آغاز اختراع تلویزیون ایجاد شد و همه معتقد بودند که این نوآوری شگفت انگیز دستیابی آزادانه همگان را به فرهنگ و هنر فراهم می سازد، اکنون بر اینترنت حاکم شده و بشر یک بار دیگر دچار ساده لوحی شده است. این ساده لوحی در عصر رادیو نیز روی داد» .23

« بعضی محققان مانند ریچارد مور دیدگاهی را مورد تردید قرار می دهند که براساس آن اراده ای فراگیر برای تحقق یک « دموکراسی نیرومند» در فضای شبکه ای آینده وجود دارد. او با این استدلال که تاریخ دموکراسی در واقع تاریخ مبارزه « نوسانی» میان شهروندان در کل و منافع اقتصادی نخبگان بوده است مدعی است که شمار کوچکی از شرکت های فراملی برخوردار از ادغام عمومی هستند بر فضای شبکه تسلط دارند. این شرکت ها آن فضا را در درجه اول یک سیستم توزیع محصول و ابزاری برای کنترل افکار قلمداد می کنند و با زوال قدرت دولت ملت ها که در فرآیند جهانی شدن تحقق می یابد کفه ترازو و قدرت به نفع نخبگان اقتصادی سنگین تر خواهد شد. در چنین وضعیتی فضای شبکه ای ممکن است نه تنها به تحقق رویای مردم سالاری مدد نرساند بلکه به جای آن ما را با کابوس « برادر بزرگ تر» و قیومیت او روبه روي کند»24 .چنین رویکردی به تکنولوژی های نوین ارتباطی منحصر به محققان جهان سومی نیست. آنتونی گیدنز انگلیسی درباره نقش تکنولوژی های نوین در اشاعه امپریالیسم رسانه ای می گوید:« تهدید استقلال کشورها از سوی ارتباطات الکترونیکی جدید در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم می تواند از استعمار در گذشته خطرناک تر باشد. ما اکنون می دانیم که استعمار زدایی و رشد فراملی گرایی پایان روابط امپریالیستی نبوده، بلکه صرفا گسترش بیشتر یک رشته تارهای ژئوپولیتیکی بوده اند که از رنسانس تاکنون همچنان تنیده می شوند. رسانه های جدید بیش از دیگر تکنولوژی های پیشین غرب از قدرت نفوذ عمیق به درون « فرهنگ دریافت کننده » برخوردارند. نتیجه می تواند ویران گری پایان ناپذیر با تشدید تناقضات اجتماعی در جوامع در حال توسعه امروزي باشد.»25

از طرفی امروزه با پدیده ادغام در رسانه ها نیز مواجه هستیم به نظر می رسد نیروهایی در تلاش هستند  تا سرنوشت امور رسانه ای جهان را به دست گیرند با سلیقه خود به پیش ببرند.بن اچ . باگدیکیان در کتاب انحصار نوین رسانه ای در این مورد می نویسد:

« در سال 1982برای گردهمایی مردان وزنانی که با پنجاه بنگاه رسانه ای خود بر مخاطبان آمریکا سیطره داشتند فضایی به اندازه ی یک سالن باله در یک هتل متوسط نیاز بود. هدایت گران بیست روزنامه ی اصلی می توانستند در آنجا جمع شوند و از قیمت های چاپ خبر شکایت کنند، ناشران بیست مجله هم حلقه ای دیگر تشکیل دهند وهزینه های سنگین پستی را محکوم کنند. کارکنان شبکه های تلویزیونی که هنوز پا در حوزه مطبوعات نگذاشته بودند هم می توانستد در گوشه ای دیگر خشم خود را نسبت به آئین نامه های دولت در مورد رادیو و تلویزیون ابراز کنند، و فعالان حوزه کتاب نیز در ابراز خشم نسبت به طمع واسطه گران میان نویسندگان و ناشران از هم پیشی بگیرند و در نهایت، فیلم سازان در مورد ستارگانشان شایعه پراکنی کنند.

در سال 2003، کنترل تمام رسانه هایی که بیست سال پیش در اختیار پنجاه بنگاه بود به دست پنج مرد افتاد. این پنج مرد علاوه بر پنجاه بنگاه پیشین، بنگاه های دیجیتالی دیگری را صاحب شده اند که اکنون برای جمع شدن در یک جا حداقل فضایی به اندازه یک باجه تلفن لازم دارند. مسلم است که باجه تلفن جای تنگی است و این پنج نفر به زحمت در آن قرار   می گیرند.

در این باجه تلفن خیالی باید جایی برای ریچارد پارسون، رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل تایم وارنر در نظر گرفت. چون او اکنون رئیس بزرگ ترین کمپانی رسانه ای دنیاست. اما برای حفظ موقعیتش باید احتیاط کند، چون پیش از او استیو کیس و کارل لوین، روسای سابق تایم وارنر از کرسی سلطنت بركنار شده اند. مایکل آیسنر، رئیس والت دیسنی هم در این باجه خیالی برای خود فضایی قائل است. با وجودی که با دوست قدیمی اش مایکل آویتز، طرح تسخیر امپراتوری میکی ماوس را ریخت به او قول داد که در ریاست سهیمش کند، اما سرانجام به او پشت کرد و بر این اصل پای فشرد که « در یک امپراطوری فقط یک امپراطور می گنجد.» سامنر ردسون، فرمانروای وایاکام و رئیس سابق شبکه سی بی اس هم که به عصبانیت شهره است، ممکن است به زودی با سمتش خداحافظی کند، چون روپرت مورداک به تازگی« دایرکت تی وی» را از هچز الکترونیکس خریده و به لحاظ مالی وفنی امکان سبقت گرفتن از وایاکام را پیدا کرده است. و سرانجام متصرف بعدی، وینهارد موهن، ریش سفید آلمانی کمپانی 168 ساله برتلزمان است که نسبت به همه بی اعتناتر است، چون بر بزرگ ترین انتشارات کتاب های انگلیسی زبان جهان تکیه کرده است؛ کسی که درگذشته ای نه چندان دور دروغ کمپانی اش در مورد ارتباطش با نازی ها آشکار شده و اکنون کوچک ترین نگرانی برای از دست دادن جایگاهش ندارد.

باید اذعان کرد تصور جمع شدن پنج نفر از صاحب نفوذترین مدیران در یک باجه تلفن دشوار است و چنین کاری معمولاً مخصوص دانشجویانی است که می خواهند نامشان در کتاب« رکوردهای جهانی گینس» ثبت شود( براساس آخرین رکورد ثبت شده در این کتاب، بیست و پنج دانشجوی دانشکده سنت مری شهر موراگای در کالیفرنیا در یک باجه تلفن جا شدند). باید قوه خیال را کمی بیشتر به پرواز درآورد تا بتوان تصور کرد که پنج مدیر بزرگ ترین رسانه های فراگیر در ایالات متحده دست به کاری مشابه این دانشجویان بزنند. از سوی دیگر، در سال 1983 تصور این هم دشوار بود که ظرف کمتر از بیست سال پنجاه کمپانی رسانه ای دنیا صرفاً به پنج کمپانی محدود شوند.

اما اگر کسی به دارایی این پنج شرکت برتر نگاهی بیاندازد، درمی یابد چرا چنین اتفاقی رخ داده است. انباشتن مستمر قدرت در دنیای خبر، رادیو و تلویزیون، مجله، کتاب و فیلم سینمایی و به آنان اجازه انباشت قدرت مستمر را در سیاست داده است. رهبران سیاسی و احزاب می دانند که تأثير رسانه های خبری بر رأی مردم و انتخاب سیاستمداران و سیاست های ملی بیش تر است. سیاستمداران محتاط و دوراندیش با تمایلات همه بنگاه های عظیم با احتیاط رفتار می کنند و رویکردشان نسبت به رسانه های قدرتمند توام با تکریم و احترام است.

این خوف سیاستمداران، به پنج مجموعه عظیم رسانه ای فرصت داده است تا راه را برای تصویب قوانینی هموار کنند که به آنان اجازه برخورداری از بیش ترین سهم در ایالات متحده را بدهد؛ در اختیار گرفتن سی و هفت هزار خروجی مختلف رسانه ای. اگر هفته نامه ها، دو هفته نامه ها، مجلات، آگهی های بازرگانی هفتگی و فصلنامه های ادواری و مخصوصاً نشریات محلی را نیز به حساب آوریم، این رقم به پنجاه و چهار هزار خروجی خواهد رسید. اگر همه خروجی های صنعت نشر و اطلاع رسانی را برشماریم، رقم حاضر از صدوهفتاد و هشت هزار خروجی خواهد گذشت.»26

 

کیفیت اطلاعات و شکاف علمی

نکته قابل بیان دیگر در عرصه جامعه اطلاعاتی، اینترنت و دسترسی به اطلاعات مربوط به شکاف فزاینده علمی میان کشورهای شمال و جنوب است. یکی از دغدغه های سازمان های بین المللی از جمله یونسکو، دسترسی همگانی به دانش جهانی است تا از این طریق شکاف علمی(Knowledge Divide) میان کشورها پر شود و از این حیث ملل گوناگون به تعادل و تساوی نسبی، منطبق بر دستاوردهای علمی بشریت برسند. بنابراین از این زاویه دست یازیدن ملل محروم به اطلاعات، تضمین کننده پیشرفت علمی نیست. چرا که اطلاعات جذب شده توسط کشورهای جنوب، الزاماً اطلاعاتی نیست که در بلند مدت باعث تولید علم، فراگیری و تعمیق دانش و رفع موانع توسعه در مناطق محروم گردد، بلکه بیشتر جنبه سرگرمی دارد. «آپارتاید علمی» که در آن کشورهای جنوب از دستیابی به علوم پیشرفته محروم می گردند یادآور ضرب المثل مشهوریست که می گوید:« غربی ها، جنس بدردبخور را در ویترین نمی گذارند.» در حالی که رسانه ای چون کتاب، بسیار عمیق تر و دقیق تر   می تواند منتقل کننده علم باشد. لیکن کشورهای جنوب با هیجان خاصی در در پی بهره مندی چشم بسته از رسانه های دیجیتال هستند که مشخص نیست ضریب اطلاعات سودمند آن تا چه اندازه است. رسانه ای چون اینترنت در این حیطه که می تواند باعث گسترش گستره همگانی ها برماس در سطح جهانی شود و از « دموکراسی الکترونیکی» پشتیبانی نماید شکی را برنمی انگیزاند، لکن اگر هدف احراز علم و دانش مدرن و کاربردي می باشد شاید اینترنت ابراز کارآمدی محسوب نگردد و فقط نقش تسریع کننده را جهت دستیابی به علم بازی کند.

از طرفی، دسترسی به همین نوع از محتوای اینترنتی نیز در برخی مواقع از نظر سخت افزاری با موانع جهانی رو به رو است.« تمرکز بیش از حد اینترنت در مناطق خاص جهان به ضرر ISP های (Internet Service Provider) کشورهای در حال توسعه است که اکثراً باید هزینه کامل اتصال دو طرف را بپردازند. در حال حاضر غالب ISP های آسیا به امپراتوری آمریکا متصل هستند. این نکته درباره شبکه های ارتباطی داخل اروپا نیز مصداق دارد که ویرجینیا را به عنوان قطب بین المللی اینترنت خود برگزیده اند . بدین ترتیب موقعیت ایالات متحده به عنوان قطب اینترنتی جهانی وضعیتی را پدید آورده که بیش از همه به سود اپراتورهای آمریکائی تمام شده است. جالب است که با این شرایط خدمات دهندگان و کاربران اینترنت در ایالات متحده با هزینه سایر کشورها، حتی فقیرترین کشورها که علی رغم فشارهای روزمره در صدد راهیابی به شاهراه های اطلاعات هستند، به اینترنت متصل هستند. بنابراین در درازمدت نوعی بهره کشی به وجود می آید که تأثیری مخرب بر نفوذ اینترنت باقی می گذارد و در کشورهای در حال توسعه مانع دستیابی همگانی به منابع اطلاعاتی می شود.»27

 

 

نتیجه گیری

1-     شکاف دیجیتالی به درجه ای از تفاوت در سطح کمیتی و کیفیتي ابزارهای نوین ارتباطی نظیر رایانه و تجهیزات انفورماتیک و ابزار دیجیتالی در سطح جوامع و دولت ملت ها اطلاق می گردد و عدم دسترسی و یا قلت دسترسی عده کثیری از افراد بشر به اطلاعات را باعث می شود. از آنجا که اطلاعات قدرت آفرین است، چنین مللی دچار نقصان و ضعف مضاعف در بهره مندی از منابع و عقب ماندگی مادی و معنوی می گردند.

2-     « رسانه های دیجیتال» فرهنگ نوینی را در جهان به وجود آورده اند و در عین حال فرصتی برای کشورهای جنوب محسوب می شوند. تا از طریق آن مفهوم توسعه را سریع تر درک کنند و در جرگه کشورهای توسعه یافته جای گیرند.

3-     این نکته قابل ذکر است که رسانه های دیجیتالی به طبیعت حال نمی توانند نگرشها و افکار کهنه را تغییر دهند و طرحی نو دراندازند. به بیان دیگر شرط کافی برای توسعه قلمداد نمی شوند بلکه تنها یک تسریع کننده در فرآیند توسعه محسوب    می گردند و صرفاً یک ابزار هستند. این نکته را می توان در چارچوب طرح دولت الکترونیکی مرور نمود. بدین معنی که تا قالب های ذهنی متصدیان امور دولت تغییر نکند، استفاده از ابزارهای دوسویه ارتباطی مصداق پاچیدن بذر در شوره زار است.

4-     توجه به مصوبات و بندهای مورد تصویب مجامع بین المللی، نظیر کنفرانس های سران جامعه اطلاعاتی در 2003 ژنو و در 2005 تونس بستر مناسبی را برای پرنمودن فاصله دیجیتال مهیا خواهد نمود.

5-     ساده لوحی در عصر اطلاعات ناظر بر این نکته است که گمان کنیم، رسانه های تعاملی و سرریز اطلاعات باعث توسعه می گردد. در حالی که سرچشمه اکثر مصائب کشورهای جنوب، شکاف علمی برخاسته از آپارتاید علمی کشورهای شمال است که جنوب را در بهره برداری از منابع خویش دچار وادادگی می نماید. تا این مسئله حل نشود، دریافت اطلاعات و ذوق زدگی در برابر تکنولوژی های نوین ارتباطی و دیجیتالی گره گشا نخواهد بود و شکاف دیجیتال که محصول نامطلوب عقب ماندگی علمی است جلوه نمائی خواهد کرد.

 

منابع:

1-    شکرخواه، یونس: واژه نامه ارتباطات، انتشارات سروش، 1381،ص63.

2-    ترجمه سینا قربانلو: رسانه متعامل در عصر جدید، روزنامه همشهری،27/7/82.

3-    همان.

4-     Carolyn A. Lin, David j. Atkin (2005):Communication Technology and Social change:Theory and Implications

5-    سپاسی،مریم: از دانشگاه مجازی چه می دانیم؟ روزنامه همشهری،15/8/82.

6-    صفر و یک را در طبقه هایتان بگذارید، هفته نامه عصر ارتباط،25/7/83.

7-    رویای کار درخانه، روزنامه همشهری،1/7/83.

8-    زارعیان،داوود: نقش روابط عمومی در اجرا و تحقق طرح تکفا، هفته نامه عصر ارتباط،5/2/83.

9-    برای مطالعه بیشتر نگاه کنید به: فصلنامه مطالعاتی و تحقیقاتی رسانه، بهار 1382.

10-     سورین، ورنر، تانگارد،جیمز: نظریه های ارتباطات، ترجمه علیرضا ذهقان، انتشارات دانشگاه تهران،1381،ص393.

11-     همان،393.

12-     همان،349.

13-     محسنیان راد، مهدی: کشورهای در حال توسعه و تکنولوژی نوین اطلاعات، ارتباطات، روزنامه سیاست روز، 4/7/83.

14- Georgios I.Doukidis, Nikolas Mylonopulos, Nancy Pouloudi (2002):Social and Economic Transformation in the Digital Era.

15-     شکرخواه،یونس:چالشهای روزنامه نگاری الکترونیک در برابر روزنامه نگاری مظبوعاتی، رادیویی و تلویزیونی، فصلنامه مطالعاتی و تحقیقاتی رسانه،بهار 1382.

16-     نگاه کنید به: یادداشت فصلنامه رسانه، پاییز 1382.

17-     نگاه کنید به سایت ایران و جامعه اطلاعاتی به آدرس:

http://www.iranwsis.org/Default.asp?c=IRAR

18-     نگاه کنید به مقاله دسترسی به ICT، سیستم های اقتصادی چه می کنند، ترجمه آرین درخشان، هفته نامه عصر ارتباط،12/2/83.

19-     همان 24.

20-     تودارو،مایکل: توسعه اقتصادی در جهان سوم، ترجمه غلامعلی فرجادی، چاپ هم،1382،ص50.

21- Majid Tehranian(2005): Rethinking Civilization: Terror and Communication in Global Village

22-     همان20 ، ص 26.

23-     همان 13، ص26.

24-     خانیکی، هادی: گفت و گوی تمدن ها و دموکراسی دیجیتال: افق تازه در جامعه شبکه ای، فصلنامه رسانه، بهار 1382.

25-     آنتونی گیدنز و امپرسالیسم رسانه ای، ترجمه پریسا نصر آبادی، هفته نامه عصر ارتباط، 14/6/83.

26-     بن.اچ.باگدیکیان، انحصار نوین رسانه ای، ترجمه علیرضا عبارتی- 1385.

27-     کئو،فیلیپ: جامعه اطلعات در عصر چهارم، دسترسی همگانی در عصر دانش جهانی، هفته نامه عصر ارتباط 21/6/83.

 

منبع: شارا (شبکه اطلاع رسانی ايران)

 

   


کارگزار روابط عمومی

كتاب هاي در دست چاپ

راهنماي روابط عمومي2

رسانه اجنماعي

 

 

Kargozar

Public Relations 

 [خانه ] [پايگاه مقالات] [پايگاه اخبار] [پايگاه انگلیسی] [پايگاه کنفرانس ]

 Email :Info @iranpr.org       Copyright©2009-2010    تلفن همراه: 09121938419