|
دكتر حميد نطقي بيانگذار و پدر روابط عمومي ايران
دكتر ( حميد نطقي ) در 11 شهريور 1299 هجري شمسي در تيريز متولد شد .
در دبستان ( اتحاد نوبري ) اين شهر تحصيلات ابتدايي خود را آغاز كرد
و سپس در يكي از مدارس برجسته اين شهر ( نجات ) تحصيلات خود را ادامه
داد . وي سپس با خانواده خويش به شهر آستارا مهاجرت نمود و در مدرسه
( حكيم نظامي ) اين شهر به ادامه تحصيل پرداخت .
دكتر ( نطقي ) سپس به تهران آمد و در دانشگاه حقوق دانشگاه تهران به
تحصيل مشغول شد و در سال 1321 با درجه ليسانس از اين دانشگاه فارغ
التحصيل و بلافاصله براي ادامه تحصيلات در رشته حقوق قضايي , تحصيل
در مقطع دكترا را در دانشگاه استامبول آغاز كرد . وي به سبب علاقه
مندي به ادبيات و شعر در اين دانشگاه با نشريه هاي ادبي شروع به
همكاري نمود و از اين طريق راه خود را به سوي وسايل ارتباطي و جهان
ارتباطات آغاز كرد .
دكتر ( نطقي ) در سال 1327 به ايران بازگشت و ابتدا به كنسرسيوم نفت
و سپس به شركت نفت ايران و انگلس پيوست و به عنوان مشاور هيات مديره
كنسرسيوم و در شاخه ارتباط با مطبوعات اداره اطلاعات و انشارات شركت
نفت مشغول به كار شد . وي در سال 1330 به مديريت روابط عمومي شركت
نفت منصوب شد و از آن زمان به بعد فعاليت هاي جدي خود را در زمينه
روابط عمومي آغاز كرد .
پس از تاسيس ( موسسه عالي روزنامه نگاري و روابط عمومي ) در سال 1346
از دكتر ( نطقي ) پس از پيروزي انقلاب اسلامي , با توجه به حذف رشته
روابط عمومي از نظام آموزشي كشور , همچنان به فعاليت هاي آموزشي ,
پژوهشي و مشاوره اي خود در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه
طباطبايي نام جديد همان موسسه عالي روزنامه نگاري و روابط عمومي
ادامه داد . در پي تلاش هاي ايشان و آقاي دكتر ( كاظم معتمدنژاد ) و
همكاري و هماهنگي مسئولان آموزش عالي كشور در سال 1366 رشته روابط
عمومي به عنوان يك رشته در مقطع كارشناسي مورد تصويب شوراي عالي
برنامه ريزي وزارت فرهنگ و آموزش عالي قرار گرفت .
مسعود برزين , مولف اولين كتاب روابط عمومي عملي در ايران ( مسعود
برزين ) نويسنده كتاب ( چگونه روابط عمومي كنيم) يكي ديگر از
پيشگامان است . وي در سال 1299 شمسي در تهران به دنيا آمد . تحصيلات
دبستان و دبيرستان را در اين شهر به پايان رسانيد و سپس رشته زبان
انگليسي را در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران به پايان برد .
( برزين ) دوره دو ساله مدرسه روزنامه نگاري لندن را طي كرد و سپس
دوره روابط عمومي را در انگلستان و هلند گذرانيد و كار روابط عمومي
را در دهه 1330 با شركت نفت آغاز كرد .
( برزين ) پس از انتقال به تهران همچنان فعاليت خود را در روابط
عمومي شركت نفت ادامه داد و در كنار آن با مطبوعات به همكاري پرداخت
و در تشكيل هاي اين صنف مسئوليت هايي را پذيرفت . در نيمه اول دهه
1340 كتاب ( چگونه روابط عمومي كنيم ؟ ) به قلم وي از سوي انتشارات
بهجت در تهران منتشر شد .
ابوالقاسم حالت , مشهورترين شاعر طنزپرداز سراسر عمر در روابط عمومي
( ابوالقاسم حالت ) در سال 1298 شمسي در تهران به دنيا آمد . از
دوران كودكي به ادبيات فارسي علاقه فراواني نشان مي داد و به شعر عشق
مي ورزيد . از 16 سالگي سرودن شعر را آغاز كرد و به تدريج به انجمن
هاي ادبي راه يافت . از سال 1317 با هفته نامه فكاهي توفيق معروف
ترين نشريه فكاهي تاريخ كشور همكاري خود را آغاز كرد و اين كار را تا
آخرين آن , يعني بيش از 22 سال , ادامه داد .
( حالت ) در سال 1327 به روابط عمومي شركت نفت در آبادان منتقل شد و
مسئوليت انتشار هفته نامه ( اخبار هفته ) ارگان روابط عمومي را
پذيرفت . وي در سال 1338 از آبادان به تهران منتقل و در بخش انتشارات
روابط عمومي به كار خود ادامه داد .
مدتي مدير مجله ( صنعت نفت ) و رييس اداره روابط مطبوعاتي شركت ملي
نفت ايران بود و در خرداد 1357 در سن شصت سالگي بازنشسته شد .
هر چند در ايران ( حالت ) به يك طنز پرداز مشهور يا شايد بهتر است
بگوييم مشهورترين طنزپرداز تاريخ كشور , شناخته مي شود , ولي در
تاريخ رشته روابط عمومي ايران از وي به عنوان يك پيشگام مديريت
انتشارات و نشريات واحدهاي روابط عمومي و نويسنده و كارشناس متون
نوشتاري اين رشته نام برده مي شود .( حالت ) به زبان هاي انگليسي ,
فرانسه و عربي تلسط كافي داشت و از هر يك از آنها آثلري را به فارسي
برگردانيده است . وي داراي آثار ترجمه و تاليف فراواني است كه بيشتر
آنها را مي توان به نوعي مصاديق كارهاي روابط عمومي دانست . استاد (
ابوالقاسم حالت ) در سوم آبان 71 در تهران درگذشت .
محمد علي بهتاش , تلاش براي ايجاد اداره هماهنگي دفاتر روابط عمومي
كشور
اداره كل تبليغات دولت كنوني كه در گذشته دفتر هماهنگي تبليغات دولت
و پيش از آن اداره كل هماهنگي روابط عمومي ها خوانده مي شد , در
حقيقت يك نهاد هماهنگ كننده , حمايت كننده و پشتيباني كننده دفاتر
روابط عمومي هاي كشور است . اين اداره كل از همان آغاز متولي روابط
عمومي هاي بخش دولتي , نيمه دولتي و خصوصي در كشور بوده و با گردهم
آوردن آنها , برگزاري سمينارها , نشست ها و جلسات تخصصي , انتشارات
نشريات ويژه روابط عمومي و اختيار قرار دادن تجهيزات و وسايل كار از
يك سو و طرح و پيشنهاد و مقررات و قوانين حمايت كنند از سوي ديگر سهم
به سزايي در پيشرفت , تكوين و تكامل روابط عمومي كشور داشته است .
اين نهاد با تلاش ها و پيگيري هاي كساني به وجود آمد كه يكي از
برجسته ترين آنها ( محمدعلي بهتاش ) است . وي با پشتكار و اهتمامي كه
مي ورزيد و با تهيه طرح ها و ارايه پيشنهادهاي مستمر و مكرر در ايجاد
اين نهاد هدايت كننده و مهم روابط عمومي كشور تلاش فراواني مبذول
داشته است .
( محمدعلي بهتاش ) در سال 1310 در شهرستان بروجرد در يك خانواده
روحاني ديده به جهان گشود . وي دوران تحصيلات ابتدايي را در قم در
كنار پدر خود كه از روحانيون تحصيل كرده نجف بود به پايان رساند وسپس
همراه وي به بروجرد بازگشت . بهتاش در سال 1330 به تهران آمد و پس از
اخذ ديپلم متوسطه به استخدام اداره كل انتشارات و راديو درآمد .
( بهتاش ) در آغاز , مسئوليت جمع آوري و بررسي پرونده هاي آماري و
اطلاعاتي را پذيرفت و از اين طريق و به تدريج به اهميت آمار و
اطلاعات و امر اطلاع رساني پي برد و سپس در عمر كاري و اداري خود به
تاسيس نهادهاي اطلاع رساني روابط عمومي پرداخت .
به سبب اهميتي كه جمع آوري , طبقه بندي , نشر و انتقال اطلاعات و
اطلاع رساني در داخل و خارج از كشور يافته بود , دولت اقدام به تاسيس
وزارت اطلاعات و جهانگردي نمود . در ماده يك قانون تاسيس وزارت
اطلاعات و جهانگردي هدف از تاسيس اين وزارتخانه چنين آمده بود : نشر
اخبار و تهيه و اجرا و تمركز و هماهنگ ساختن برنامه هاي انتشاراتي و
اطلاعاتي كليه وزارتخانه ها و موسسات دولتي وابسته به دولت و بانك ها
و شركت ها كه بيش از پنجاه درصد سهام آن متعلق به دولت است .
اداره آمار و بررسي هاي ( اداره كل انتشارات و راديو ) در وزارتخانه
جديدالتاسيس به عنوان اداره كل ( مركز مدارك و اسناد ) ناميده مي شد
. ( بهتاش ) مدت ها معاونت اين مركز را به عهده داشت و در حقيقت با
سوابق كار در اداره قبلي , سرپرستي و فعاليت هاي آن را هدايت و
سرپرستي مي كرد . وي جهت تسريع در اطلاع جويي, اطلاع يابي , جمع آوري
اطلاعات , طبقه بندي و نشر آنها در كشور در سال 1353 از طريق وزارت
اطلاعات و جهانگردي , تشكيل ( شوراي اطلاعات و انتشارات كشور ) در
وزارت اطلاعات و جهانگردي با عضويت مسئولان واحدهاي اطلاعات ,
انتشارات و روابط عمومي وزارتخانه ها را به هيات دولت پيشنهاد كرد كه
پيشنهاد وي مورد تصويب قرار گرفت .
( محمدعلي بهتاش ) ضمن تهيه طرح هاي پيشنهادي كه تصويب پاره اي از
آنها اساس ادارات , شوراها و نهادهاي روابط عمومي را تشكيل مي داد با
دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي اولين و تنها مركز آموزش عالي كشور در
رشته روابط عمومي نيز همكاري نزديك داشت و در برپايي كنفرانس ها و
سمينارهاي روابط عمومي و همچنين سمينارهايي جهت بازگو كردن مسايل
مردم اهتمام مي ورزيد . وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي همچنان به
فعاليت خود ادامه داد و با سي سال خدمت مستمر در زمينه روابط عمومي و
اطلاع رساني در مراحل نخستين آغاز كار و تاسيس اين رشته ها در كشور
بازنشسته شد .
ابوالفصل مرعشي نجفي
در سال 1295 در تهران تولد يافت . پس از تحصيل در مدارس علميه و جديد
و اخذ ديپلم در سال 1319 به عنوان حسابدار به استخدام دانشگاه تهران
در آمد . از آنجايي كه وي شخصي پركار , جدي , مردمدار و علاقه مند به
مسائل اجتماعي و سياسي بود به تدريج از اداره حسابداري به اداره آمار
, انتشارات و اطلاعات اين دانشگاه منتقل گرديدو با تلاش و جديت در
نهايت به مديريت كل روابط عمومي آن منصوب شد .
( مرعشي نجفي )هر چند توانمندي هاي برجسته روزنامه نگاري و نويسندگي
رادار نبود ولي داراي توانمندي هاي بالاي ارتباطي , مردمداري , نو
آوري و ارايه طرح هاي جديد بود . اين ويژگي ها همراه با سخت كوشي ,
جديت و داشتن شم سياسي و اجتماعي از وي يك مسئول روابط عمومي قوي
ساخته بود . (مرعشي نجفي ) در كليه جلسات مرتبط با انتشارات ,
اطلاعات و روابط عمومي كه در تهران تشكيل مي شد شركت مي كرد و در
پيشرفت كار نقش مفيدي ايفا مي نمود . وي در كليه مراحل برنامه ريزي و
تاسيس نخستين دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي شركت داشت و داراي سهم
موثري در راه اندازي رشته علوم ارتباطات اجتماعي و روابط عمومي به
عنوان يك رشته مستقل دانشگاهي است .
( مرعشي نجفي ) از موسسه روزنامه نگاري وابسته به دانشكده ادبيات
دانشگاه تهران كه خود در تاسيس و راه اندازي آن تلاش زيادي كرده ,
داراي مدرك ليسانس بود . وي در ديماه سال 1346 بازنشسته شد و تا سال
1348 همچنان به سمت خود يعني مديريت كل روابط عمومي دانشگاه تهران
ادامه داد . ( مرعشي نجفي ) در پاييز سال 1377 در تهران درگذشت .
سهام الدين مزيني , علاقه مند به توسعه روابط عمومي در ايران
( سهام الدين مزيني ) در دهه 30 در تهران به دنيا آمد , تحصيلات خود
را در رشته هاي مديريت و اقتصاد در انگلستان گذرانيد و پس از بازگشت
به ايران به استخدام شركت ملي نفت ايران درآمد و به مناطق نفت خيز
جنوب كشور منتقل شد . مزيني نزديك به يك دهه در آغاجاري و آبادان در
بخش آمار , انتشارات و سپس روابط عمومي به كار پرداخت و سپس به تهران
منتقل و از نيمه اول 50 تا پيروزي انقلاب اسلامي , اداره كل روابط
عمومي شركت نفت را سرپرستي مي كرد .
( مزيني ) براي روابط عمومي نقش و اهميت فراواني قايل بود و در
شناساندن , توسعه و گسترش آن تلاش هاي فراواني مي نمود . وي براي اين
منظور خود هر ساله سمينارهاي آموزشي 7 الي 15 روزه در آبادان با شركت
روساي ادارات روابط عمومي برگزار مي كرد . در اين سمينارها آخرين
نشريات آموزشي روابط عمومي تهيه , ترجمه و به شركت كنندگان ارائه مي
شد . اين سمينارها و پي گيري ها كه ( مزيني ) در مورد نقد و بررسي
نتيجه سمينارها به عمل مي آورد در آن زمان كه هنوز روابط عمومي چندان
شناخته نبود در پيشرفت روابط عمومي بسيار موثر بود . وي مردي جدي ,
منظم , پركار , مبادي آداب و مردمدار بود و شخصاً بين جامعه روابط
عمومي از محبوبيت زيادي برخوردار بود .
استاد حسين عماد افشار
وي در سال 1299 خورشيدي در شهر اروميه متولد شد و مقاطع تحصيلي
دبستان , دبيرستان و دانشسرا را در اروميه گذراند و در همين شهر
استخدام وزارت فرهنگ سابق درآمد . وي پس از 15 سال معلمي به تهران
عزيمت كرد و دوره حقوقي قضايي را در دانشگاه تهران به پايان رساند .
( عماد افشار ) در سال 1346 با افتتاح موسسه عالي مطبوعات و روابط
عمومي كه حاوي ويژگي هاي كاربردي خاصي است در آن شروع به كار كرد و
تا آخرين سال هاي عمر خود به اين كار ادامه داد . وي علاوه بر تدريس
مداوم در دانشگاه به طور مقطعي و موردي در دوره هاي كوتاه مدت تخصصي
روابط عمومي , مركز آموزش مديريت دولتي و مركز گسترش آموزش مديريت
دولتي و مركز گسترش آموزش رسانه ها به آموزش دروس مربوطه مشغول بود .
از ايشان چند مقاله پژوهشي معتبر در نشريات تخصصي و عمومي درج شده
است , چهار كتاب زير نيز از تاليفات ايشان است:
1- ( آيين درست نويسي ) , 1349 , از انتشارات دانشكده علوم ارتباطات
, اجتماعي
2- ( گزارش و نگارش در روابط عمومي ) چاپ اول 1358 و چاپ دوم 1372 ,
انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي
3- ( دستور و ساختمان زبان فارسي ) , 1346 و چاپ دوم 1372 , انتشارات
دانشگاه علامه طباطبايي
4- ( شيوه نگارش فارسي در مطبوعات ) , 1372 , انتشارات دانشگاه علامه
طباطبايي در ششمين دوره انتخاب بهترين هاي روابط عمومي كه در آبان
ماه سال 1377 در تهران برگزار شد , از تلاش هاي آموزشي مستمر نيم قرن
استاد ( عماد افشار ) تجليل به عمل آمد و لوح سپاسي از سوي روابط
عمومي ايران توسط وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به ايشان تقديم شد .
مرا معلم حسن تو عاشقي آموخت
هيچ شخص حقيقي يا حقوقي نسبت به محيط خود نمي تواند بي اعتنا بماند .
رشته هاي گوناگون ارتباطات , همه موجودات را چنان به هم پيوند داده
است كه باترقي و دگرگوني تكنيك هاي ارتباطي , بازتاب حادثه اي در يك
گوشه , در اندك زماني در همه جا فرو مي پيچد و همه چيز را كم و بيش
تحت تاثير قرار مي دهد . بنابراين بي ترديد مي توان گفت كه بيش از
پيش در تصميم گيري مديران , به نسبت اهميت سازماني كه مسئوليت اداره
آن را به عهده گرفته اند , جمع آوري اطلاعات (Data ) و نتيجه گيري
صحيص از آنها ضروري و ناگزير شده است . قبل از هر تغيير و بلكه در
ضمن اجراي آن و خلاصه در هر مرحله اي , اجراي تحقيق و پژوهش واجب است
. وجود دستگاهي كه استادانه به چنين تحقيقي اقدام و به طور صحيص
نتيجه گيري كند و با تكيه به اين اطلاعات , مديران را از نتايج تصميم
هايشان آگاه كرده و در صورت لزوم ( عامه ) علاقه مندان را نسبت به كم
و كيف و دلايل تصميم هاي مديران آگاه سازد , براي مديريت نعنتي بزرگ
تلقي مي شود . نام چنين دستگاهي در اصطلاح غرب
Public Relations و به ترجمه عربي ( العلاقات العامه ) يعني همين
روابط عمومي ماست . از دوره اي كه تمايل برخي اشخاص را به پنهان كاري
احساس كردم و ديدم كه فساد , اغلب زير اين پرده آشيان مي گيرد و در
تاريكي شب بهترين يار و ياور راهزنان است , به فضايل آنچه بعدها (
شفافيت ) نام گرفت بسيار انديشيدم . هر چند كه در عمل كجروي هاي
زيادي بر آن عارض مي شود اما در افزارهاي نامي مديريت , ( روابط
عمومي ) را كليد حل اين مشكلات شناختم .
نخست از كتاب هاي مربوط به اين حوزه چند جلدي تهيه كردم , سپس حاصل
خوانده هاي خود را با آثار نياكان و نامداران كشورمان سنجيدم و اين
تركيب را سخت پسنديدم . لكن همواره نگران فساد پذيري آن بودم . با
اين انديشه در هفت – هشت سازمان خارجي بزرگ كه به مطالعه و مداقه آن
دست يافتم , عزم جزم كردم و در جستجوي راه حلي براي تدريس و تعميم
روابط عمومي سالم و پاسخ گوي نيازهاي جامعه ما و متكي به فرهنگ خود
از پاي ننشستم .
از يمن بخت بيدار , جمعي از استادان پركار , انديشه مند و هوشيار از
هر گوشه و كناري ( كه بعدها , دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي نام
يافت ) گرد آمده بودند و به مسائل ارتباطي مي انديشيدند و به خصوص
بنا به سابقه فعاليت ها , به مسئله روزنامه نگاري توجه بيشتري داشتند
و مسائل ديگر ارتباطي از قبيل روابط عمومي را نيز مد نظر داشتند .
از سوي ديگر در سال 1327 , شركت نفت ايران و انگليس كه در دنيا بعد
از جنگ دوم جهاني , گرفتار بحران هاي شديدي شده بود , چون پادزهر بعد
از مرگ سهراب , به فكر خانه تكاني و تغيرات اساسي از جمله تاسيس
روابط عمومي در اين بخش افتاد و اين درست با پايان تحصيلات من هم
زمان بود . در آن وقت رييس روابط عمومي شركت نفت ( هنگام جنگ دوم
جهاني ) , ( مارشال مونتگمري ) بود كه بر انتخاب اعضاي اولين گروه
روابط عمومي نظارت داشت . او تحصيل , سابقه نويسندگي و ذوق مرا مناسب
اين كار تشخيص داد و بدين گونه به دستيابي يك سلسله تصادفات , تطبيق
اصول روابط عمومي براي اولين بار در ايران و شايد شرق ميانه به عهده
ما افتاد . اين دوران , فرصت بي نظيري براي قرار گرفتن روابط عمومي
در مدرسه ( تجربه و اشتباه ) بود . اين مدرسه در حدود پانزده سال به
طول انجاميد . بزرگترين يار و ياور من در آن هنگام كتاب هاي حجيمي
بوند كه از خارج وارد مي كرديم و من با ولع تمام مي خواندم . تنها
ديدارهايي كه اگر دست مي داد از آن غفلت نمي كردم , ديدار با متخصصان
ارتباطات بود كه براي دريافت و درك جهات مختلف ارتباط و روابط عمومي
منابع مغتنمي بودند . در اين ميان از آثار گذشتگان خودمان بايد ياد
كرد و ارزش آنها را باز شناخت .
سفر به آمريكا و پژوهش در ده- دوازده دانشگاه معتبر آن كشور و مطالعه
برنامه درسي آنها و صحبت با استادان مشهوري از جمله ( برنيز ) در
خانه اش , در جوار دانشگاه ( هاروارد ) و خانم ( اوكه گويا ) خواهر
زيگموند فرويد معروف , فرصتي سودمند و پر خاطره بود .
اين همه باعث شد كه ارتباطات در دل من جاي خاصي بگيرد و در اثر
همنشيني با دانشمنداني چون دكتر ( كاظم معتمدنژاد ) , دكتر ( الهي )
دكتر ( قمشه اي ) , دكتر ( بديعي ) , زنده ياد ( عماد افشار ) و ده
ها عزيز ديگر قدم در اين خط گذاشتم و سر سعادت توانستم دوستاني چون
آقاي ( قاسمي ) , آقاي ( عباس زاده ) , آقاي ( قاضي ) و ساير دست
اندر كاران روابط عمومي را دريابم .
همه قبيله من عالمان دين بودند مرا معلم حسن تو عاشقي آموخت .
|
مقالات و مطالب مرتبط
زیست نامه دکتر نطقی
در سو گ دكتر حميد نطقي
رحمتليك پروفسور حميد نطقي
|